" انقلاب باورها وتصميم گيري قاطعانه"
پيش چشمت داشتي شيشه کبود زان سبب عالم کبودت مي نمود (مولوي)
هستي براي شما همان چيزي است که هستي.
تصویر ذهنی شما از خودتان تاثیر نیرومندی بر رفتارتان دارد ، خود را در جایگاه فردی که در آینده می خواهید باشید تجسم کنید .
خود انگاره شما ، شیوه ای که در عالم درون ، به خود نگاه می کنید ، نقش بسیار تعیین کننده ای در عملکرد شما در عالم بیرون دارد .
" فردی که شما می بینید همان فردی است که خواهید بود " جیم کاثکارد
بر اساس نظريه معروف تصوير ذهني دکتر ماکسول مالتز:
در ذهنيت هر فرد تصويرو باوري از خود شکل گرفته است تصوير ذهني هر فرد است که به او ميگويد چه کسي هست وقادر به انجام چه کارهايي است و سزاوار چگونه زندگي ميباشد.
آنتوني رابينز در مورد تصوير ذهني مي گويد: کارهايي را که ميتوانيم يا نمي توانيم انجام دهيم و آنچه را که ممکن يا نا ممکن مي پنداريم بندرت ناشي از توانايي واقعي ماست بلکه بيشتر از عقايدي که نسبت به خود داريم سرچشمه مي گيرد.دانش آموزي سر کلاس رياضيات خوابش برد و پس از شنيدن صداي زنگ سراسيمه بيدار شد و دو مساله اي که روي تخته نوشته شده بود يادداشت کرد و با اين باور که معلم آنرا به عنوان تکليف منزل داده است به منزل برد.
تمام آنروز و شب را براي حل آنها فکر کرد ولي نتوانست هيچيک را حل کند.
اما طي هفته دست از کوشش بر نداشت.سرانجام يکي از آنها را حل کرد و به کلاس آورد.استاد به کلي مبهوت شد زيرا آن مساله ها را به عنوان دو نمونه از مسايل غير قابل حل رياضي داده بود.
بيرون زتونيست آنچه درعالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهي که تويي
همانطور که اشاره شد فنداسيون اين کار خود شما هستيد . بنابراين قبل از هر اقدامي بايد خودتان را شناسايي کنيد.بايد با خودتان ملاقات نماييد." با سيستم ضمير نا خود آگاه آشنا شويد وتوانمند يهايتان را باور کنيد. طرز استفاده از قابليتهاي وجودتان را فرا بگيريد وبدانيد که :"مهم نيست تا کنون چه کسي بوده ايد وگذشته شما چگونه بوده بلکه مهم اين است که از امروز چه کسي هستيد
The past is history.
((گذشته، فقط يک تاريخ است))
و
The past does not equal the future
((آينده مساوي گذشته نيست))
به بیمارنم همیشه توصیه می کنم اگر می خواهند مولد و زنده باقی بمانند برای زندگی مایه دلگرمی درست کنند . برای زندگی بیشتر دلیلی بیاورید . مطمئنا زندگی طولانی تری خواهید داشت .
تردیدی ندارم که می توان ظرف مدت پنج سال از یک سی ساله پیر مردی ساخت .
کافی است او را متقاعد کنید که به سن پیری رسیده و هر نوع فعالیت جسمانی برایش خطرناک است و فعالیت ذهنی هم به درد او نمی خورد . اگر بتوانید تشویقش کنید که تمام مدت روز را روی یک صندلی راحتی بنشیند از تمامی آرزوهایی که برای آینده داشته است دست بکشد اگر بتوانید او را نسبت به عقاید جدید از بین ببرید و کاری کنید که خودش را آدم کم اهمیت و غیر مولد به حساب آورد مطمئنا می توانید از او پیر مردی خلق کنید .
« ما نه در اثرگذشت سالها عمر بلکه در اثر واکنشهای احساسی که نسبت به این گذشت نشان می دهیم پیر می شویم »




ز سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن حس جهت یابی و زیاد حرف زدن آنها شکایت می کنند .
