تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer

" انقلاب باورها وتصميم گيري قاطعانه"
 پيش چشمت داشتي شيشه کبود زان سبب عالم کبودت مي نمود  (مولوي)

هستي براي شما همان چيزي است که هستي.
تصویر ذهنی شما از خودتان تاثیر نیرومندی بر رفتارتان دارد ، خود را در جایگاه فردی که در آینده می خواهید باشید تجسم کنید .

خود انگاره شما ، شیوه ای که در عالم درون ، به خود نگاه می کنید ، نقش بسیار تعیین کننده ای در عملکرد شما در عالم بیرون دارد .
" فردی که شما می بینید همان فردی است که خواهید بود "    جیم کاثکارد

بر اساس نظريه معروف تصوير ذهني دکتر ماکسول مالتز:
در ذهنيت هر فرد تصويرو باوري از خود شکل گرفته است تصوير ذهني هر فرد است که به او ميگويد چه کسي هست وقادر به انجام چه کارهايي است و سزاوار چگونه زندگي ميباشد.
آنتوني رابينز در مورد تصوير ذهني مي گويد: کارهايي را که ميتوانيم يا نمي توانيم انجام دهيم و آنچه را که ممکن يا نا ممکن مي پنداريم بندرت ناشي از توانايي واقعي ماست بلکه بيشتر از عقايدي که نسبت به خود داريم سرچشمه مي گيرد.دانش آموزي سر کلاس رياضيات خوابش برد و پس از شنيدن صداي زنگ سراسيمه بيدار شد و دو مساله اي که روي تخته نوشته شده بود يادداشت کرد و با اين باور که معلم آنرا به عنوان تکليف منزل داده است به منزل برد.
تمام آنروز و شب را براي حل آنها فکر کرد ولي نتوانست هيچيک را حل کند.
اما طي هفته دست از کوشش بر نداشت.سرانجام يکي از آنها را حل کرد و به کلاس آورد.استاد به کلي مبهوت شد زيرا آن مساله ها را به عنوان دو نمونه از مسايل غير قابل حل رياضي داده بود.
بيرون زتونيست آنچه درعالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهي که تويي
همانطور که اشاره شد فنداسيون اين کار خود شما هستيد . بنابراين قبل از هر اقدامي بايد خودتان را شناسايي کنيد.بايد با خودتان ملاقات نماييد." با سيستم ضمير نا خود آگاه آشنا شويد وتوانمند يهايتان را باور کنيد. طرز استفاده از قابليتهاي وجودتان را فرا بگيريد وبدانيد که :"مهم نيست تا کنون چه کسي بوده ايد وگذشته شما چگونه بوده بلکه مهم اين است که از امروز چه کسي هستيد

The past is history.
((گذشته، فقط يک تاريخ است))
و
The past does not equal the future
((آينده مساوي گذشته نيست))

یکی از کتاب هایی که همیشه از مطالعه مجدد آن سیر نمی شم همین کتاب تصویر سازی ذهنی اثر ماکسول مالتزه .
چندین و چند بار خوندمش ، محشره ، به تمامی دوستان توصیه می کنم حتما این کتاب را تهیه و مطالعه کنند ، من سعی می کنم هر از چند گاهی برخی از مطالب ارزشمند این کتاب را در پست های وبلاگم قرار دهم ، شاید که نه ، مطمئنم مفید فایده خواهد شد . مطالعه این کتاب را به تمامی کسانی که " سلامت و آرامش را در همه جا و همه چیز جستجو می کنند جز غیر از خود، توصیه موکد می کنم .

به بیمارنم همیشه توصیه می کنم اگر می خواهند مولد و زنده باقی بمانند  برای زندگی مایه دلگرمی درست کنند . برای زندگی بیشتر دلیلی بیاورید . مطمئنا زندگی طولانی تری خواهید داشت .
تردیدی ندارم که می توان ظرف مدت پنج سال از یک سی ساله پیر مردی ساخت .
کافی است او را متقاعد کنید که به سن پیری رسیده و هر نوع فعالیت جسمانی برایش خطرناک است و فعالیت ذهنی هم به درد او نمی خورد . اگر بتوانید تشویقش کنید که تمام مدت روز را روی یک صندلی راحتی بنشیند از تمامی آرزوهایی که برای آینده داشته است دست بکشد اگر بتوانید او را نسبت به عقاید جدید از بین ببرید و کاری کنید که خودش را آدم کم اهمیت و غیر مولد به حساب آورد مطمئنا می توانید از او پیر مردی خلق کنید .

                                دکتر آرنولد اهات اشنکر می گوید :
« ما نه در اثرگذشت سالها عمر بلکه در اثر واکنشهای احساسی که نسبت به این گذشت نشان می دهیم پیر می شویم »

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388 توسط امیر حسین |


 

نيروی جاذبه همواره انسان را به پايين می كشد و اگر كسی بخواهد بالا برود بايد بر جاذبه غلبه كند. يك كوهنورد برای صعود بايد تلاش بسياری را صرف غلبه بر جاذبه نمايد و هرچه بيشتر سختی بكشد و از خود همت و تحمل نشان دهد، می تواند بالاتر رود.

در زندگی معنوی انسان نيز غرايض دائما انسان را به پايين می كشند و اگر انسان برای صعود خود برنامه ای نداشته باشد، "خور و خواب و خشم و شهوت" او را به قعر چاه خودخواهی خواهند برد. ميزان صعود هر انسان به قدر همت و نظم او در دستيابی به اهدافش می باشد.


لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388 توسط امیر حسین |


 

يادش بخير، دوران كودكی شبهای تابستان روی پشت بام يا در حياط می خوابيديم و من گاهی ساعتها به تماشای آسمان می پرداختم. با خودم فكر می كردم كه آيا اين آسمان يك جايی تمام می شود يا اينكه تا بی نهايت ادامه دارد؟ تا بی نهايت كه نمی تواند ادامه داشته باشد چون فقط خدا بی نهايت است، پس حتما بايد يك جايی به يك ديوار محدود شود .... و آنقدر به چيزهايی كه می تواند پشت آن ديوار وجود داشته باشد، فكر می كردم تا خوابم می برد.
الان وقتی كه فرصتی می كنم تا نگاهی به آسمان بياندازم،‌ در بين نور صدها هزار چراغ، فقط می توانم ماه و حداكثر چند ستاره كه كور سو می زنند را مشاهده كنم. در آن لحظه با خود می انديشم كه آيا برای كودكان ما كه شبها فقط به سقف آپارتمان زل می زنند اين سوال پيش می آيد كه پشت آن ديوار  كه در انتهای دنيا است، چه چيزی وجود دارد؟

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388 توسط امیر حسین |


« من نه آنم که دگر گوش به تزویر دهم»

 « من حاضرم جانم را فدا کنم تا تو عقیدهات را هر چند مخالف رای و نظر من باشد به آزادی، ابراز و بیان کنی.»

- شریعتی یکی از بزرگترین متفکران معاصر ایران است. اما وی فرزند زمانه خود بود و حرفهایش تنها برای بازه زمانی خاصی قابل استفاده است، نه برای همیشه. شریعتی مثل چه گوارا ست. مردی زیباروی و خوش سیما که دختران و پسران سابق عاشق او هستند. تصویرش برای چاپ روی پیراهن فوق العاده جذاب است، حتی جذاب‌تر از مارلون براندو. اما حاصل اندیشه چه گوارا همان نکبتی است که کوبا در آن غرق است. کشوری عقب مانده که هنوز سیستم حمل و نقل پایتخت آن درشکه است و مهم ترین منبع درآمدش از روسپیگری است.

 

یک انسان می تواند مسلمان شود بی آنکه یک روح مذهبی باشد؛ و می تواند مذهبی باشد بی آنکه مسلمان شود و می تواند مذهبی مسلمان باشد.


نظر یکی از دوستان راجب این پست :

سلام
اما من اصلا با شما موافق نیستم که حرفهای شریعتی برای بازه زمانی خاصی قابل استفاده است وبه نظرم اندیشه ها واعتقادات دکتر مختص زمان خاصی نبوده ودرهرزمانی مطلوبیت خاص خودشو داره...
اینم سخنی از دکتر عزیز:
                                                    به من بگو نگو - نمی گویم
                                          اما نگو نفهم- که من نمی توانم نفهمم
                                                           من می فهمم

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388 توسط امیر حسین |


عبارت "اجي مجي لاترجي" را تقريبا تمام كودكان بلد هستند و به سادگي مي پذيرند كه يك فرشته مهربان يا يك پيرمرد با كلاه و شنل بلند با گفتن اين كلمات، هر كار غيرممكن را ممكن سازند، ولي هنگامي كه همين كودكان "آدم بزرگ" می شوند و خود را در محدوديتهاي زندگي محصور مي بينند، اثر اين عبارت را فراموش مي كنند.
واقعا اگر روزي آن فرشته مهربان نزد من و تو بيايد و بگويد كه مي تواني يك آرزوي قابل برآورده شدن داشته باشي، خواسته ما چه خواهد بود؟


 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 توسط امیر حسین |


اگر تا كنون به صورت حرفه ای سواركاری كرده باشيد، می دانيد كه در پنج ثانيه اولی كه سواركار روی زين می نشيند، اسب از حالت نشستن سواركار و نحوه قرار گرفتن پنجه پای او روی كتفهايش متوجه می شود كه او سوار كاری حرفه ای است يا خير و چقدر اعتماد به نفس دارد. در صورتی كه متوجه شود سواركار غير حرفه ای است،‌ به او سواری نمی دهد و از دستورات او سرپيچی می كند و اگر در دست سواركار چوب يا شلاق ببيند، بدون شك او را به زمين خواهد زد. به همین خاطر معمولا برای آموزش سواركاران مبتدی از اسبهای پير و بسيار نجيب استفاده می كنند.
واقعا گاهی نوع ارتباط مديران سازمانها با نيروی انسانی ضعيف تر از ارتباط سواركار و اسب می باشد. بعضی مديران فراموش می كنند كه كاركنانشان قدرت تحليل شخصيت آنها را دارند و سعی می كنند تصويری متفاوت از خود نشان دهند،‌ غافل از اينكه كاركنان آنها به خوبی قادرند نقاط قوت و ضعفشان را شناسايی كنند و ترسهايشان را تشخيص دهند و فقط به خاطر نگرانیِ از منافع خود عكس العمل نشان نمی دهند.


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 توسط امیر حسین |


دو نفر شكارچی در جنگل مورد حمله گرگی واقع شدند، يكي از آن دو به سرعت كوله پشتی و بار خود را به زمين گذاشت تا راحت تر بدود. ديگری به او گفت: "هرچقدر خود را سبكتر كنی، باز هم نميتوانی از گرگ سريعتر بدوی".شكارچی اول گفت: "من نمی خواهم از گرگ سريعتر بدوم، ققط اگر از تو سريعتر بدوم نجات پيدام می كنم!".
اين است قانون بی رحم رقابت؛ يک قدم جلوتر بودن از رقيب عامل موفقيت و يک قدم عقب افتادن باعث نابودی است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 توسط امیر حسین |


حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری  ملقب به عمر خیام چه خوب و زیبا در حدود یک هزار سال پیش ( (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی)  با رباعیات خود توصیه های بهرمندی از حال و نگران نبودن بخاطر گذشته و آینده را توصیف کرده است .

چقدر زیباتر این درس اخلاقی را که یک ستاره شناس برجسته آمریکائی ( کارل سیگنن به انگلیسی: Carl Sagan برنده جایزه پولیتزر۱۹۷۸) بشرح ذیل در قالب رباعیاتی زیبا بیان کرده است .

می نوش که عمر  جاودانی  این  است    

خود حاصلت از دور جوانی این  است

هنگام گل و مل است و یاران سرمست    

  خوش  باش  دمی  که  زندگانی  اينست

گویند بهشت  عدن با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

اين نقد  بگیر و دست از آن  نسیه  بدار

کاواز  دهل  برادر از دور خوش است

خيام اگر كه هستی خوش باش

با لاله رخي اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت كار جهان نيستی است

انگار كه نيستی چو هستی خوش باش

 

نقطه‌ی رنگ‌پریده‌ی آبی Pale Blue Dot ، نام و لقب عکس مشهوری است که به وسیله کاوشگر فضایی "ویجر یک" از زمین گرفته شده است. این عکس نمایی از زمین در برابر گستره عظیم فضا را در چشم مخاطب می‌نشاند. چند سال پیش سایت space.com  این عکس را به عنوان یکی از 10 عکس برتر علمی گرفته شده از فضا، انتخاب کرد. عکسی که از فاصله بیش از 6 میلیارد کیلومتری از زمین گرفته شده است.
در این عکس زمین تنها 12 صدم پیکسل اندازه دارد. عکس به وسیله‌ی یک دوربین با زاویه باریک 32 درجه و با استفاده از فیلترهای آبی، سبز و بنفش گرفته شده. در عین حال "نقطه رنگ‌پریده آبی" نام کتابی است که به وسیله‌ی دانشمند مشهور آمریکایی "کارل ساگان" با الهام از همین عکس نوشته شده است.

کارل در هاروارد تدریس می‌کند و در کنار دانش و نبوغش در حوزه‌ی فضا و فضانوردی از معدود دانشمندان عصر جدید محسوب می‌شود که در حوزه‌ی نویسندگی نیز دستی بر آتش دارد و حالا اطلاعات حیرت‌آورش را با تخیل و رویاهای کودکی خود آمیخته است. 


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط امیر حسین |


ملازمت با بزرگان

از سیاه گوش پرسیدند: "چرا همواره با شیر ملازمت مى کنى ؟ "
در پاسخ گفت : "تا از باقیمانده شکارش بخورد و در پناه شجاعت او، از گزند دشمنان محفوظ بمانم."
به او گفتند: "اکنون که زیر سایه حمایت شیر هستى و شکرانه این نعمت را بجا مى آورى ، چرا نزدیک شیر نمى روى تا تو را از افراد خاص خود گرداند و تو را از بندگان مخلص بشمرد؟"
سیه گوش پاسخ داد: "هنوز از حمله او خود را ایمن نمى بینم ؟ "

اگر صد سال گبر آتش فروزد       اگر یک دم در او افتد بسوزد

  حکیمان گفته اند: از دگرگونى طبع پادشاهان برحذر باش که گاهى به خاطر یک سلام برنجند و گاهى در برابر دشنامى جایزه بدهند، از این رو گفته اند: ظرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان .

تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار      بازى و ظرافت به ندیمان بگذار

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388 توسط امیر حسین |



کریستف کلمب وجود خویش باشیم .


دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

وقتي عقيده عقده خوانده مي شود...
و نور چراغ در آب مهتاب تلقي...
و متانت زمين زير برف يخ مي زند...
نان از يتيمخانه مي دزديم و بعدها مي فهميم كه
دزد اشتباه چاپي درد است!!!!!!!!!!!!!
‏(چارلی چاپلین) ‏

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 توسط امیر حسین |


به مسائل از کدام منظر می نگرید ؟ زاویه دیدتان چگونه است ؟
چه خوبه هر از چند گاهی نگاهی به نگاه هامون داشته باشیم ؛ چی می دونیم ُ شاید نگرش و دیدمان به مسائل غلط باشه ؛
از گورخري پرسيدند : تو سفيدي ؛ راه راه سياه داري ؟، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادت‌هاي بد داري؟  يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساكتي بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني ؟، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت مي‌شي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي ؟ ، يا ذاتا افسرده‌اي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباس‌هات تميزن فقط پيراهنت كثيفه ؟، يا لباسهایت كثيفن و شلوارت تميزه؟

             بیائیم دوباره  نگاهمونو به همه چی عوض کنیم

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388 توسط امیر حسین |


عدم وابستگی شما به صاحب حق دانستن خود ؛ مانند آبی که بر آتش بپاشند ؛ درد و رنج و خصومت و کینه جوئی را فرو خواهد نشاند و شما را در آفرینش زندگی سرشار از صفای باتن یاری خواهد کرد .

به احتمال زیاد پیشاپسش می دانید که غالب مردم نسبت به شما از عقایدی متفاوت برخوردارند ؛ با وانهادن وابستگی به آراء و عقاید دیگران موانع ارتباطی را از میان بردارید .

بجای خشمگین شدن نسبت به رفتار دیگران ؛ صرفه نظر از اینکه برخوردشان چقدر زشت و ناهنجار است باید " بیاموزیم که طرز تلقی خود را نسبت به آن رفتار و تغییر دهیم ."

آنان با توجه به شرایط زندگیشان و وضعیت تربیتی و فرهنگی خود چنین رفتار ی را پیشه کرده اند ؛ شخصیت سالم هیچگاه معلول نیروهای بیرون از خود نیست ؛ بلکه خود شخص مسول هدایت و گرایش احساسات خویش است .

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط امیر حسین |


چرا واقعا بعضیا خوش شانسند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
چقد به این رابطه اعتقاد دارین :
شانس = موقعیت + آمادگی

چرا برخی از مردم بی وقفه در زندگی" شانس" می آورند در حالی که سایرین همیشه "بد شانس" هستند ؟!

این جمله چی ؟  نظرتون راجب این جمله چیه ؟

هر چه بیشتر برنامه ریزی کنید ُ کمتر احتمال دارد که تجربه استفاده از شانس نصیبتان گردد ُ بنابراین می بایست از تمام ظرفیت های زندگیمان استفاده کنیم .

ریچارد وایزمن می گوید : می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند ، اما سایرین از آن محرومند ؟!آگهی هایی در روزنامه ها چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بد شانس هستند خواستم که با من تماس بگیرند .

صدها نفر داوطلب شدند . با آنها مصاحبه کردم ، زندگیشان را زیرنظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند . نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند ، اما کلید خوش شانسی یا بد شانسی آنها در افکار و کردارشان است .!

فرصت های به ظاهر خوب زندگی را در نظر بگیرید . افراد خوش شانس مرتباً با چنین فرصت هایی برخورد می کنند ، در حالی که افراد بد شانس نه .

به هر دو گروه روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند . و بگویند چند عکس در آن هست . به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت : " اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."  این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و با حروف بسیاربزرگ چاپ شده بود .

با این که آگهی خیره کننده بود ،اما افراد بد شانس عمدتاً آن را ندیده بودند! در حالی که افراد خوش شانس متوجه آن شدند . مطالعه من نشان داد که افراد بد شانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار توانایی آنها را در توجه به فرصت های غیرمنتظره مختل می کند .در نتیجه آنها فرصت های غیر منتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور، از دست می دهند . آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی باز می مانند .

افراد خوش شانس آدم های دارای فکر راحت تر وبازتری هستند ، در نتیجه آنچه را دراطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستوجویش هستند می بینند :

1 – آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند .

2 – به قوه شهود گوش می سپارند و بر اساس آن تصمیم های مثبت می گیرند .

3 – به خاطر توقعات مثبت ، هر اتفاق نیکی برای آنها رضایت بخش است .

4 – نگرش انعطاف پذیرآنها ، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند .

ریچارد وایزمن می گوید : از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود . این تمرینها به آنها کمک کرد تا فرصت های مناسب را دریابند ، به قوه شهود تکیه کنند ، ودر مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند . آنها آدم هایی شادتر شده اند ، از زندگی رضایت بیشتری دارند و ازهمه مهمتر خوش شانس تر هستند.  

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388 توسط امیر حسین |


مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط امیر حسین |


در مقدمه اي از كتابي در مورد لكه گيري لباس آورده اند :
بر ارباب خرد و اصحاب فتنت پوشيده نيست كه البسه و اقمشه از شدت لطافت مستعد اخذ كثافت مي باشد.

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 توسط امیر حسین |


اگر بازیگر زندگی خود نباشی قطعا بازیچه ی آن خواهی شد دقیقا همان جمله  " کسانی که نمیتوانند خود را اداره کنند مجبور به اطاعت از دیگرانند ".


بازيچه شدن شرايطي است كه عليرغم ميل خود رفتاري را انجام مي دهيد شما قصد داريد از رئيس خود تقاضاي اضافه كار كنيد ولي حالت عصبي او ، شما را از اين كار باز مي دارد . قصد خريد لباسي را نداريد ولي فروشنده با چرب زباني شما را در وضعيت رودر بايستي قرار مي دهد . وقتي شخص بازيچه به خود مي آيد ، خود را خسته و فرسوده و عصبي مي بيند و هوارش بلند مي شود كه مردم چقدر پررو و پرتوقع هستند .

شخص بازيچه ، چون مي خواهد قهرمان معرفي شود و منجي افسانه اي همه باشد خود را طوري معرفي مي كند كه گويي همه چيز مي داند ، همه جا آشنا دارد ، با هر كس ارتباط دارد و قابليتهاي فراواني دارد و … بازيچه ها هميشه خسته اند و اين خستگي را بيشتر احساس مي كنند چون كاري براي خودشان نكرده اند و هر چه كرده اند ، براي ديگران بوده است .

  بدان که :
              اگر اجازه می دهید :
                       هر کس بر حسب میل و اراده اش ؛ احساسات و رفتار 
                       شما را تعیین  کند ؛ تردید نکنید که یک قربانی تمام عیارید .

 یک توصیه کوچک در این خصوص :

       اقدام از موضع قدرت ؛ اولین گام ؛ برای پرهیز از آلات دست شدن است .

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 توسط امیر حسین |


نباشي به كه در جايت نباشي!


در اين دنيا هيچ قانون و مطلق بودني وجود ندارد و هميشه بايد منتظر اتفاقات غير قابل پيشبيني بود و بايد ذهن خودمان را براي پاسخگويي و مقابله و پردازش چنين موضوعاتي آماده كرد.هميشه آن چيز كه ما منتظر آن هستيم اتفاق نمي افتد .
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 توسط امیر حسین |


مرد و زن با یکدیگر متفاوتند . نه بهتر و نه بدتر! مردها از رانندگی زنان ، از سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن حس جهت یابی و زیاد حرف زدن آنها شکایت می کنند .

 مردها هرگز نمی توانند لنگه جورابشان را که درگوشه ای پرت کرده اند پیدا کنند . اما سی دی های موسیقی شان را به طور الفبایی و مرتب بایگانی می کنند . زن ها همیشه می توانند سوییچ گمشده شان را پیدا کنند اما به ندرت مقصدی را در مسیری سر راست می یابند .مردان فکر می کنند منطقی ترند و زن ها اطمینان دارند که منطقی ترین اند .

بسیاری از مشکلات به دلیل عدم درک تفاوتهای بیولوژیکی زن و مرد ایجا د می شود.  شاید اگرازابتدا هر کدام از دو جنس درک درستی ازیکدیگر داشته باشند هرگز بسیاری از مسایل و مشکلات پیش نیاید


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط امیر حسین |


 جمله ای زیبا از دکتر شریعتی

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم ...  ، اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... ، اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... ، اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم ، هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ...

 استاد دکتر علی شریعتی

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط امیر حسین |


توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره


"When I born, I Black, When I grow up, I Black,

When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,

When I sick, I Black, And when I die, I still black...

And you White fellow,

When you born, you pink, When you grow up, you White,

When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,

When you scared, you yellow, When you sick, you Green,

And when you die, you Gray...

And you call me colored???.. ......."

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم ، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم ، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم و تو، آدم سفید ، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی ، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای ، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی ، و وقتی می میری، خاکستری ای ،و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323