تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer

داستان مردي را که هرگز نمي شناختم شنيدم٬ که حتماً خدا مي خواست که اين داستان را بشنوم.

او رئيس امنيت شرکتي بود که باقيمانده اعضاي خود را از حمله به برجهاي دوقلو (نیویورک 11 سپتامبر) دعوت کرده بود تا فضاي اداره خود را با آنها قسمت کنند.  با صدايي پر از وحشت داستان اينکه چرا اين افراد جان سالم بدر بردند و همکارانشان کشته شدند را تعريف کرد. تمام داستانها تنها چيزهاي کوچکي بودند.

شايد شما ميدانيد که مدير آن شرکت به خاطر اينکه پسرش مهدکودکش شروع شده بود٬ آن روز دير به سرکار مي آيد.

شخص ديگري به خاطر اينکه آن روز نوبتش بود که کيک به سرکار بياورد٬ زنده مانده بود.

اما براي من جالبتر فردي بود که آن روز صبح يک جفت کفش قرمز نو مي پوشد. او مسافت زيادي را تا محل کار طي مي کند٬ ولي درست قبل از رسيدن به محل کار پاهايش تاول مي زند. جلوي يک داروخانه مي ايستد تا چسب زخم بخرد و به خاطر همين زنده مي ماند.

بنابراین حالا وقتي در ترافيک گيرکردم٬ به آسانسور نمي رسم٬ برمي گردم تا تلفن را جواب بدهم و...همه اين چيزهاي کوچک که مرا ناراحت مي کنند...

با خودم فکر مي کنم که اينجا دقيقاً همان جایي است که خدا مي خواهد من در آن لحظه باشم.
 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


                                                 داستان زندگي آدم

 

داستان زندگي آدم

آدم: قبلا با چراغ دنبالش مي کردند پيداش نکردند الان با نور افکن و ماهواره
دوران کودکي:
کودک: عروسکي که واشرش هميشه نشتي دارد و هيچ جوري نمي شود صداي بلندگو دزدگيرش را کم کرد...
دوران نوجواني:
نوجوان: هنوز پاسپورت خروج از کودکي به اون ندادند و مدام از سرزمين جواني ديپورتش مي کنند...مسافر قاچاقي سرزمين جواني
دوران جواني:
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
جيگر: قبلا به سيخ مي کشيدند حالا به لب
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
سرباز: محکومي که تفهيم اتهام نشده
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
ازدواج : قمار زندگي است

دوران ميانسالي:
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
 خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
چوب: وسيله اي که مي توانيم لاي چرخ ديگران بگذاريم
 هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
مادر زن ايده ال: فقط اين يک جنس قلم خدا نيافريده مابقي موجود است.
جراحي زيبايي: انجام صافکاري و روغنکاري اتوکشي پوست.....رنگرزي مو... ناخن مصنوعي..لنز چشم مصنوعي دست مصنوعي اي بدو حرااجه

دوران پيري:
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
ادم پير: ادمي که مداوم بايد براي تعميرات اساسي مراجعه کند ....اين ساختمان در درست تعمير است.
مرگ: پايان فيلم زندگي با اهنگ گريه وزاري به کارگرداني حضرت عزراييل
گريه: رودخانه اي که از چشم مي ايد و از زير پل ابرو عبور مي کند
وارث:دزد قانوني که تحت تعقيب پليس قرار نمي گيرد
قبرستان: محل ادمهاي اسقاط شده

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط امیر حسین |


دانلود آثار دکتر علی شریعتی :

تشیع علوی ـ تشیع صفوی  /  یک جلوش تا بی نهایت صفرها   /   آری اینچنین بود برادر  /  سلمان پاک  /  پیروان علی و رنج‏هایشان   /  علی: مکتب وحدت عدالت   /   بازگشت به خویشتن   /   نیازهای انسان امروز  /  فاطمه فاطمه است  /  علی: حقیقتی بر گونه اساطیر  /  سوره روم (پیام امید به روشنفکر مسؤول)

با تشکر از سایت گرداب

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط امیر حسین |


شريعتي چنانچه خود مي‌گفت, طراح پروژه است: ?پروتستانتيسم اسلامي؟, چرا چنين پروژه‌اي؟! خود مي‌گويد: ?تا همچنان‌كه پروتستانتيسم مسيحي, اروپاي قرون وسطي را منفجر كرد و همة عوامل انحطاطي كه به‌نام مذهب, انديشه و سرنوشت جامعه را متوقف, منجمد و سركوب نموده بود, بتواند فوراني از انديشه و حركت تازه به جامعه ببخشد تا روح تقليدي و تخديري و تمكين به مذهب فعلي توده را به روح اجتهادي, تهاجمي, اعتراضي و انتقادي بدل كند. تا سلاح مذهب را از دست عواملي كه به دروغ با اين سلاح, مسلح شده‌اند تا قدرت خودشان را اعمال كنند و يا از آن دفاع نمايند, بگيرد. تا بدين‌وسيله جامعه بتواند با تكيه بر فرهنگ اصيل خويش به تجديد ولادت و احياي شخصيتِ فرهنگي خويش بپردازد و هويت انساني خود و شناسانة تاريخي و اجتماعي خود را در برابر هجوم غربي مشخص سازد.؟
(مجموعة آثار ?چه بايد كرد؟? ص 259)
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


خود را باور کن
اما مغرور مشو؛

راضی باش
و لی پیشرفت را فراموش مکن؛

عشق را مهربانانه در آغوش بگير
و همواره اورا بخشاي؛

به هنگام پيروزي متواضع
ولحظه شكست، دلير باش؛

مايه اميدواري و آسايش ديگران شو
تا همان به تو ارزاني شود.

شاد باش ... تا شگفتي‌ات تجلي يابد

برگرفته از: مجله موفقيت

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


با عشق دعا کن

*************
اگر با کلمات دعا می کنی، واژه هایت را از عشق پر کن و آنها را از اعماق قلبت برای خدا بازگو کن. وقتی دعا می کنی از ته دل با وی سخن بگوِِِ؛ به پروردگارت نشان بده که حاضری تمام وجودت را به پایش قربانی کنی.

راحت و ساده سخن بگو و بگذار تا قلبت هر چه را می‌خواهد به حضرت دوست بگوید.

چراغ دلت را روشن نگه دار!!!!!!!!!

عشق باید ماندگار باشد و شرط پابرجایی‌اش این است که دایم به آن نیرو بخشی.

یک چراغ نفتی تا آن زمان روشن می‌ماند که نفت، قطره قطره به آن برسد. وقتی هیچ نفتی نباشد، هیچ نوری نیست.

قطره‌های نفت چراغ عشق ما چیست؟

چیز هایی مانند لذت بردن از زندگی، صبر، ساکت بودن، به درد و دل دیگران گوش دادن و......

خدا را در آن دور دست‌ها جستجو مکن. او در درون توست. مواظب چراغ دلت باش تا او را ببینی.

گویند درمان سوز عشق، وصال معشوق است اما چون عاشق و معشوق یکی شوند لفظ عشق می ماند و بس.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 

زندگی مثل پیانو است ، کلید های سفید نمایانگار شادی و کلید های سیاه نماینگر غم ، اما برای شنیدن موسیقی زندگی باید با هر دو کلید آهنگی بسازیم .
وین دایر

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 خیلی ساده است. اینکه تو زندگیمون هدف داشته باشیم و برای رسیدن به هدفمون تلاش کنیم. 
                                                        تلاش و تلاش .

هر چقدر برای رسیدن به اهدافمون سعی و تلاش بیشتری از خودمون نشون بدیم بیشتر از خوبی ها و پاکی ها سر شار می شیم.
می بینی یکی خیلی ثروتمنده ولی لذتی از زندگیش نمی بره .  می بینی یکی خیلی فقیره
و لذتی از زندگیش نمی بره. اون یکی فکر می کنه اگه کمی فقیرتر بود شاید خوشبخت تر بود و این یکی فکر می کنه اگه کمی ثروتمندتر بود خوشبخت تر بود. ولی واقعیت می دونی چیه؟ اینکه این دو تا چون تو زندگیشون هدف ندارن و یا احیانا هدفی هم دارن ولی برای رسیدن به هدفشون تلاشی مستمر انجام نمی دن به همین خاطر احساس خوشبختی نمی کنند.
                          "لیس للانسان الا ما سعی."
لازمه سعی و تلاش داشتن هدف است. هدف راه را روشن می کند. باقی اش اینه که برای رسیدن به هدفتون به راه بیفتید و اون قدر تلاش کنید و پله پله جلو برید تا یکی یکی به اهدافتون برسید.اینگونه خواهد بود که آرام آرام همه خوبی ها و پاکی ها در وجود شما رشد و نمو می کنند و شما رو تبدیل به موجودی نورانی و پربرکت می کنند که همه وجودش سرشار از زیبایی و شادی و سلامتی است و با تمام وجود شادی و موفقیت نامحدود رو در آغوش گرفته است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


نقل از وبلاگ ان ال پی 
خود را باور كنيد.!

همه روانشناسان مي گويند كه ما بايد به خود ايمان بياوريم و اين كاملا منطقي است. اما قبل از انكه به خود ايمان بياوريد بايد حرفهاي خود را باوركنيم. معمار بزرگ انقلاب اسلامي هميشه تاكيد داشتند كه خودتان را باور كنيد . وقتي صحبت از قول و تعهد به ميان مي آيد بسياري از انسانهاي ضعيف و بي اراده مي شوند . مي گويند كه فلان كار را انجام خواهند داد ولي نمي دهند . فقط تعهداتي را مي پذيرند كه از عهده آنها برمي آييد . اگر لازم است كمتر قول بدهيد و كمتر تعهد كنيد اما اگر چنين كرديد به تعهدات خود پايبند بمانيد . بتدريج قول شما، قانون شما خواهد شد و آن وقت است كه واقعا به خودتان ايمان خواهيد آورد . آدمها از آواز خواندن در زير باران ترانه ها مي سازند اما در زندگي واقعي وقتي خيس مي شوند ، غر مي زنند . انسان امروز، ارزشي بي اندازه براي راحتي و آسايش خود قائل شده است! بخش اعظم استرس ها و نگراني هاي ما ناشي از همين اعتياد ما به آسايش و راحت طلبي است . راحتي بيش از اندازه ، كسالت به بار مي آورد . انباشتن مغز با اين بايدها و نبايدها به بي تحركي مغز مي انجامد . هر چه كمتر براي نوع زيستن و احساسات خود ، قانون وضع كنيد ، راحت تر مي توانيد در مقابل ، واكنش نشان دهيد و همه ما در زندگي با ناملايمات روبرو مي شويم ، مورد انتقاد قرار مي گيريم ، طرد مي شويم ، خسته و بي پول مي شويم . وقتي روزهاي بعد از راه مي رسند آنها را به عنوان بخشي از فرايند زندگي بپذيريد . هر چه باشد زندگي ، تنوع هم مي خواهد ! نكته ديگر اينكه كارآيي شهامت غالبا بيشتر از هوش است و اين بعضي ها را آزار مي دهد . اين را به عنوان يك اصل بپذيريد / پاداشها هميشه نصيب كساني مي شوند كه يا شهرت خود را به مخاطره انداخته اند ، يا پول خود را و يا هر دو را .

نتيجه :

 شهامت ، به معني فقدان ترس نيست . شهامت ، عمل كردن عليرغم ترس است . كساني كه در زندگي هيچ كاري انجام نمي دهند درست به اندازه كساني كه دست به مخاطرات بزرگ مي زنند ، مي ترسند. تنها فرقش اين است كه گروه اول از چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده مي ترسند . حال كه قرار بر ترسيدن است چرا از چيزهاي بزرگ نترسيم ؟ . آيا فقط از آنهايي كه درس گرفته ايد كه تحسينتان كرده اند و دلسوزتان بوده اند ؟ و آيا درس نگرفته ايد از آناني كه طردتان كرده اند و رو در رويتان ايستاده اند ؟ اغوا كننده است كه انسان خود را در محاصره دوستان و همكاراني ببيند كه حرفهاي دلخواه او را مي زنند و تاييدش مي كنند . با اين ترتيب وقتي اوضاع به هم مي ريزد دست كم كساني هستند كه به او بگويند . تقصير تو نيست ! اما چه خوب است كساني هم باشند كه ما را به مبارزه بطلبند.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 ولله ملك السموات والأرض والله على كل شيء قدير * إن في خلق السموات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب } (آل عمران:189-190) .

خداوند مالک آسمانها و زمین است و خدا بر همه چیز تواناست * همانا در خلقت آسمان و زمین و رفت وو آمد شب و روز دلائلی روشن جهت خردمندان موجود است .

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


اینم عکسهایی که در مسافرت اخیر گرفتم

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


اینم عکس انتخابی امروز من

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


اینم یک سری عکس های از شمال در این ایام از سال
ايالات متحده مازندران، خطه سرسبز ساری - بهشهر - نکا ولايت كوچك پمبه چوله - گهر باران 

              توت فرنگي باغچه مامان

 

               ازگيل ژاپني قميكلا يا همان گلابي جنگلي

 

              تك درخت كيوي باغ آقاجان

 

              درخت انار شيرين

 

             تك درخت هلوي باغ

 

            خيار درختي باغچه مامان

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


یک" دفتر" میتواند تا 4  "مدیر کل"  داشته باشد و بسته به حجم کار تعدادی "کارمند استخدامی"

یک "دفتر" میتواند تا 4  "مدیر کل"  داشته باشد و بسته به فعالیت کاری, به صورت  نامحدود "کارمند ساعتی و پیمانی"

 

"بزرگی" می فرمایند: {خدا نمیتواند نسبت به چیزی که در 15 سالگی در وجود جوان قرار داده بی تفاوت باشد}.لذا چارت سازمانی را به صورت فوق تهیه و ارائه مینماییم

 

اصلا هم فکر نکنید که خدا در وجود جوان 15 (تا 70 )ساله چیزی به نام عقل, وجدان, اراده, عشق,کرامت* ...قرار داده!

                          

 

*: تفاوتهایی چند بین انسان و حیوان!

 

واژه نامه:

"دفتر": مرد

"مدیر کل": زن(همسر عقدی)

"کارمند استخدامی": کنیز و خدمتکار

"نیروی ساعتی": ....یا همان صیغه موقت

"بزرگی" : به اخبار رجوع کنید !

دلیل انتخاب عکس خرگوش : به همان دلیلی که مجله معروف ..p..b هم از آرم خرگوش استفاده میکند.برای توضیحات تکمیلی به وبلاگهای جانور شناسی سر بزنید!

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟"

استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين

شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته

باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسيد: "چه آوردی؟"

 و شاگرد با حسرت جواب داد:

"هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: "عشق يعنی همين!"

شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"

استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور.

اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!" 

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد

پرسيد  که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:

"به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم.

ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."

استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين!!"

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


از اوقات فراغت خود استفاده كنيد.

كار،عشق قابل رؤيت است . بسياري از افراد بتدريج سرگرمي خود را به كار تمام وقتشان تبديل مي كنند عكاسي كه عاشق كارش باشد عكسبرداري از مجالس برايش تفريح است . نجار و بقال نيز همين طور . ممكن است در بعضي از اوقات سال كار كساد باشد اما انها كه عاشقند به تدريج بر حجم فعاليتشان مي افزايند و ارزش كار برايشان بيشتر است . براي اينكه بفهميم كي عاشق كارش است بايد ببينيم كه كي مي پرد ! عاشقان مي پرند . اگر صبح براي سركار رفتن از خواب مي پريد عاشقيد .

 

نتيجه :

 اگر مي خواهيد زندگي خود را با انجام كار مورد علاقه تان تامين كنيد مي توانيد از سرگرميهاي خود به عنوان يك منبع درآمد استفاده كنيد . تا جايي كه مي توانيد از سرگرمي هاي اوقات فراغت خود براي انتخاب شغل استفاده كنيد . براي اينكه باطري تحرك در زندگي خود را شارژ مي كرده باشيد گهگاهي خود را با افراد پايين تر جامعه مقايسه كنيد تا شكرگذار وضع موجود خود باشيد .

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


دوستان و عزیزان :

مدتی بود که در مسافرت بسر می بردم و چون به اینترنت دسترسی نداشتم نتونستم وبلاگم را بروز کنم . علت این بود .
بزودی با عکس های بسیار جالبی که از این مسافرت شکار کرده ام ،  پست های جدید و زیبایی را ارائه خواهم کرد .

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 

 

 

 

 
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


خطای چشم

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنان که با خود چتر می برند به کار خود ایمان دارند.   

آنتوآن چوخوف

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


هیچ خزانی ماندگار نیست...هر چند دور و برت پر از برگ های زرد شده باشد...

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


عکسهائی جدید از سارای عزیزم

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 اس ام اس زیبا و دلنشین زیر از سوی یکی از دوستان برایم فرستاده شده است :

 

غرورت را بخاطر کسی که تو زندگی دوستش داری بشکن ولی هرگز دل کسی را بخاطر غرورت نشکن .

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


نقل از وبلاگ زیبا محبت :

جملات کوتاه

روزي «دروغ» به« حقيقت» گفت: ميل داري باهم به دريا برويم وشِنا کنيم. «حقيقتِ ساده لوح» پذيرفت وگول خورد. آن دو باهم به کنار ساحل رفتند. وقتي به ساحل رسيدند. «حقيقت» لباسهايش را در آورد. «دروغِ حيله گر» لباسهاي او را پوشيد ورفت. از آن روز هميشه «حقيقت» عريان ولخت وزشت است. اما «دروغ» در لباسِ حقيقت با ظاهري آراسته نمايان وآشکار مي شود.

 

افسوس ..... آن زمان که بايد دوست بداريم ، کوتاهي مي کنيم.  آن زمان که دوستمان دارند، لجبازي مي کنيم. وبعد........ براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم.

 

خدايا ما اگر بد کنيم ترا بنده هاي خوب بسيار است. تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


 این مسئله بیشتر جنبه‌ی "نگرشی" دارد مبنی بر این که هر فرد می‌تواند و باید ذهن خود را باز نگاه دارد نسبت به ایده‌ها و افکار جدید، به روی کسب مهارت‌ها و اخذ رفتارها و تصمیم‌های جدید! در این دیدگاه هر فرد در هر سنی می‌تواند در خانه، در محل کار، در جریان تفریحات روزمره و با استفاده از فرصت‌هایی که برایش فراهم می‌شود به یادگیری بپردازد و آموزش را منحصر به فضاهای آموزشی نظیر مدرسه و آموزش عالی نداند.

فکر می‌کنم همین تغییر یا بهبود نگرش ساده می‌تواند در زندگی خیلی از ما تاثیرگذار باشد و اثرات مثبت آن نه تنها خودمان بلکه اطرافیان ما را نیز در بر بگیرد!

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


اگر همواره مانند گذشته بينديشيد هميشه همان چيزهايي را بدست مي آوريد كه تا بحال كسب كرده ايد>>>فاينمن
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who

arranged a running competition.


روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the

race and cheer on the contestants. ...


جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began....

و مسابقه شروع شد ....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny

frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی

بتوانند به نوک برج برسند .

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:
"Oh, WAY too difficult!!"
"
اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
" اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."

or: 
یا:

"Not a chance that they will succeed. The tower is too

high!"
"
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !"

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing

higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...
The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one

will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه !

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,

was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the

strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا

کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که ...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or

pessimistic. ...   because they take your most wonderful

dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your

actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که

از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
ه میشه به قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس :
ALWAYS be....
همیشه....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید !
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill

your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید

رسید !
Always think:
و هم یشه باور داشته باشید:
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


  در آغاز حتي نيستي هم وجود نداشت
زيرا بايد هستي وجود  مي داشت که نيستي در مقابل آن معنا مي يافت و تعريف مي شد
و تنها خود خداوند بود جدای از همه هست و نيستها
 و روزی خداوند اراده کرد تا روحش را در عالم وجود نمايان سازد و اينطور بود که هستي با همه زيبائيهايش شکل گرفت
و طبيعت و هستي از وجود او سرچشمه گرفت و خداوند عکس خود را برای انديشه و توجه در زمين به يادگار گذاشت
و عکس بالا تنها عکسي کوچک و واقعي از خود خداوند است
به عبارت بهتر عکس بالا فقط يک عکس 3در4 است
 
برای ديدن عکسهای بزرگتر لطفا به کهکشانها نگاه کنيد .کهکشانهائي که در آنها ساير آفريده های  او در آنها ادامه زندگي مي دهند
و به اين انديشه کنيدکه هستي تا کجا امتداد دارد و يقينا در نقطه اي هستي به پايان مي رسد و پس از آن مرز که هستي به پايان مي رسد نيستي آغاز مي شود
نيستي که نيست ، اما آغاز مي شود
زيرا هستي انتهائي دارد
و شک نداشته باشيد که اگر تعريف ما از خداوند تنها خلاصه به بهشت و جهنمش نميشد ديگر برای همه ما آزار رساندن به ديگران برای کسب امتيازات مادی هيچ مفهومي نداشت
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


نقل از وب ان ال پی
هرگز مقایسه نکنید !
 ضرب المثلی چینی می گوید :  انسان زمانی پاکی و آرامش زمان کودکی را از دست می دهد که شروع به مقایسه می کند .
مقایسه یعنی استفاده از یک ترازوی فیزیکی یا ذهنی برای سنجیدن میزان هم قدی و هم ارزشی دو چیز با یکدیگر . بدیهی است که نتیجه هر مقایسه ای سه حالت بیشتر نیست . یا کوچکتریم ، یا هم اندازه ایم و یا بزرگتر . و وقتی که این مقایسه در مورد توانمندی های درونی اشخاص صورت می گیرد وحشتناکترین اتفاقی که ممکن است در حین مقایسه رخ دهد !
آن اتفاق هراس انگیز چیزی نیست جز زیر سؤال رفتن توانایی ها و خصلت ها و ارزش های وجودی خود شخص مقایسه کننده . ! همین که یک انسان اجازه دهد قابلیت ها و ارزش های درونی اش با دیگری مقایسه شود ، به این معناست که نسبت به یکتایی و منحصر به فرد بودن خودش دچار تردید شده و این تردید شکننده ترین ضربه ای است که می تواند به شخصیت یک انسان وارد آید . هر شخصی باید ذره ای در بی همتایی و یکتا بودن خود شک نکند و هرگز در ذهن خود جایی برای شنیدن مقایسه ها و گوش سپردن به نتایج قیاس های عملی و غیر عملی باز نکند . شاید برای صاحبان دانشگاه ها به دلیل محدود بودن تعداد صندلی ها و معلم ها ، برگزاری کنکور و مقایسه نمرات ، ملاک و معیار جداسازی نخبه ها از افراد معمولی باشد ، اما حقیقت این است که نه تنها آزمون کنکور بلکه میلیون ها آزمون دیگر هرگز قادر به جداسازی و الک کردن افراد نابغه از افراد معمولی نیست و بهترین شاهد آن است که خیلی ار کسانی که در کنکور قبول نمی شوند و از راه مطالعه آزاد در بازار و کار و کسب درآمد بسیار کارآمدتر از فارغ التحصیلان دانشگاهی ظاهر می شوند و عمل می کنند .
اگر دچار افسردگی و ناامیدی هستید ، اگر احساس می کنید به هر کاری دست بزنید احتمال موفقیت شما کم است ، اگر خیلی جاها با وجود دانستن و توانستن سکوت می کنید و میدان را به دیگران ضعیف تر از خود واگذار می کنید ، اگر احساس می کنید اوضاع زندگی تان روز به روز در حال بدتر شدن است و امید پیروزی و موفقیت روز به روز کمتر می شود ، بدانید که دچار " بیماری مقایسه " شده اید و مادامی که دست از این رفتار ذهنی بر ندارید ، هرگز روی آرامش و شادی و موفقیت را نخواهد دید .
رمز پیروزی و موفقیت همه موفق های تاریخ این است که آن ها از یک لحظه به بعد دیگر حتی ذره ای در بی همتا بودن و منحصر بودن خودشان تردید نکرده اند و اصلاً برای محک زدن توانایی های خود نیازی به مقایسه ندیده اند و متقابلاً به مقایسه های دیگران هم کاملاً بی اعتنا بوده اند .
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


هر روز در آفریقا، غزالی که از خواب برمیخیزد
میداند
که اگر سریعتر از تیزپاترین شیر دشت ندود، کشته خواهد شد
آنجا هر روز، شیری

 

که بیدار میشودمیداند که اگر نتواند از کندترین غزال دشت سریعتر بدود از گرسنگی خواهد مرد
اینجا فرقی ندارد که شیر باشی یا غزال
صبح که میشود باید شروع کنی به دویدن.
وضع کنونی جهان ما چقدر شده شبیه این وضع حاکم بر روایط شیر و غزال در جنگل !!!!!

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


البته با اجازه آقا جمال

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


عکس امروزم به تصویر این دختر کوچولو اختصاص یافت

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323