تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer
اين چه زندگيست كه ما بر اثر ِ اين غمها و غصه ها
اصلا فرصت نداريم  بايستيم و عالم را تماشا بكنيـــم
ما حتا فرصت نداريم حتا به اندازه ي گاو و گوسفند به اين زمين نگاه كنيم. ببينيم كه سنجابها در جنگل گردوهاشون رو كجا قايم كردن. علت ِ اين غم و غصه ها اينه كه گرفتاري بر اي خودمون درست كرديم.
داستاني هست كه دو برادر صياد بودن كه يكيشون عادت داشت با انگشتهاش بازي كنه و دو انگشت ِ دست ِ چپش را روي دو انگشت ِ دست ِ راست راه ببره. خلاصه هميشه دستش بند بود! اينها با قايق به وسط ِ دريا رفتن و تور انداختن و ماهي ِ بزرگي گرفتن. اون يكي برادر با ماهي در حال كشمكش بود كه او رو بياره تو قايق اما روز ِ ماهي چربيد و داشت برادر رو مي كشيد تو آب. فرياد زد كه برادر به دادم برس، داره منو مي بره تو آب. جواب شنيد كه: مي بيني كه دستم بنده، هروقت از گرفتاري خلاص شدم اونوقت ميام!؟
بخشهایی از سخنرانی دکتر قمشه ای که ادامه آنرا در بخش ادامه مطلب دنبال کنید .

ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386 توسط امیر حسین |


به حق چیزای نشنیده...

می‌گفت راننده‌های تاکسی ترجیح می‌دن کار نکنن و بجاش بنزین‌شون رو یواشکی لیتری فلان قدر به "نیازمندان" و "درراه‌ماندگان" بفروشن که اینطوری هم براشون به‌صرفه‌تره هم توی این گرمای طاقت‌فرسا خب اذیت نمی‌شن دیگه... شنیدم جریان قاچاق بنزین مسیرش برعکس شده... شنیدم این فروشندگان قطعات اتومبیل و تعمیرگاهها و امثالهم بازارشون کساد شده همونطور که بقیه‌ی کسبه هم در نتیجه‌ی بی‌رونقی ترافیک بازارشون از سکه افتاده... شنیدم یه مسیر دویست‌تومانی رو مجبور شده دو هزارتومان بده تا یکی ببردش چون هیچ تاکسی‌ای دیگه مسیر کوتاه سوار نمی‌کرده... می‌گم این مردم چقدر حرف در می‌آرن تازگی‌ها :)

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط امیر حسین |


بازيچه شدن شرايطي است كه عليرغم ميل خود رفتاري را انجام مي دهيد شما قصد داريد از رئيس خود تقاضاي اضافه كار كنيد ولي حالت عصبي او ، شما را از اين كار باز مي دارد . قصد خريد لباسي را نداريد ولي فروشنده با چرب زباني شما را در وضعيت رودر بايستي قرار مي دهد . وقتي شخص بازيچه به خود مي آيد ، خود را خسته و فرسوده و عصبي مي بيند و هوارش بلند مي شود كه مردم چقدر پررو و پرتوقع هستند .

شخص بازيچه ، چون مي خواهد قهرمان معرفي شود و منجي افسانه اي همه باشد خود را طوري معرفي مي كند كه گويي همه چيز مي داند ، همه جا آشنا دارد ، با هر كس ارتباط دارد و قابليتهاي فراواني دارد و بازيچه ها هميشه خسته اند و اين خستگي را بيشتر احساس مي كنند چون كاري براي خودشان نكرده اند و هر چه كرده اند ، براي ديگران بوده است .

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط امیر حسین |


بدان که :
              اگر اجازه می دهید :
                       هر کس بر حسب میل و اراده اش ؛ احساسات و رفتار 
                       شما را تعیین  کند ؛ تردید نکنید که یک
قربانی تمام عیارید .
یک توصیه کوچک در این خصوص :
       اقدام از موضع قدرت ؛ اولین گام ؛ برای پرهیز از آلات دست شدن است .
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 توسط امیر حسین |


اعتماد به نفس ،با هر نوع وابستگي ،منافات دارد.
وابستگي به يك شيئي ،وابستگي به يك فرد،وابستگي به هر چيز ،مخرب است. شما به كار خود وابسته نيستيد.
به خود تاكيد كنيد اين كار شماست كه به شما و انرژي و توانايي شما وابسته است .
آرامش و خوشحالي و ديگر احساسات خود را به ديگران وابسته نكنيد . نه به شخصي ،نه به محيطي و نه به چيز ديگري .
سايبان آرامش شما ،خودتان هستيد .
هيچ كس نمي تواند اسباب آرامش و رضايت خاطر شما را فراهم كند به جز شما.
هيچ كس،تحت هيچ شرايطي نمي تواند در شما آرامش ،خوشحالي و خرسندي بيافريند مگر خود شما . بايد ديگري را به خاطر روح انساني و رفتار او دوست بداريد تا روح انساني شما را در هم نشكند.

مراقب باشيد ،دوست داشتن و علاقه شما،ابتدا متوجه خود شما باشد و بعد متوجه ديگري گردد .
خود را تحت هيچ شرايطي به هيچ چيز و هيچ كس وابسته نكنيد.

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


 

عدم وابستگی شما به صاحب حق دانستن خود ؛ مانند آبی که بر آتش بپاشند ؛ درد و رنج و خصومت و کینه جوئی را فرو خواهد نشاند و شما را در آفرینش زندگی سرشار از صفای باتن یاری خواهد کرد .

به احتمال زیاد پیشاپسش می دانید که غالب مردم نسبت به شما از عقایدی متفاوت برخوردارند ؛ با وانهادن وابستگی به آراء و عقاید دیگران موانع ارتباطی را از میان بردارید .

بجای خشمگین شدن نسبت به رفتار دیگران ؛ صرفه نظر از اینکه برخوردشان چقدر زشت و ناهنجار است باید " بیاموزیم که طرز تلقی خود را نسبت به آن رفتار و تغییر دهیم ."

آنان با توجه به شرایط زندگیشان و وضعیت تربیتی و فرهنگی خود چنین رفتار ی را پیشه کرده اند ؛ شخصیت سالم هیچگاه معلول نیروهای بیرون از خود نیست ؛ بلکه خود شخص مسول هدایت و گرایش احساسات خویش است .

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 توسط امیر حسین |


غصه زندگی را نخور قصه زندگی هنوز هم ادامه دارد...

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386 توسط امیر حسین |


عشق همواره براي بشر يك راز بوده است. پژوهشگران در رشته هاي مختلف سال هاي اخير به مطالعه در اين باره پرداخته اند در اين مقاله سوالاتي درباره ي عشق مطرح شده و از ديد علوم مختلف بررسي شده است تا شايد بتوان تا حدودي از راز عشق پرده برداشت.اثر اردشیر رستمی

چه چيزي موجب مي شود كه جذب فردي شويد؟ معمولا جذب فردي
مي شويم كه شبيه خودمان است. افراد زيبا به سمت افراد زيبا جذب
مي شوند. و افرادي كه از يك طبقه اجتماعي هستند (‌از لحاظ اقتصادي) تمايل به هم پيدا مي كنند. متخصصان مي گويند اين به اين دليل است كه فرد احساس يگانگي مي كنند.

ما مستعد هستيم كه عاشق آن چيز يا كسي شويم كه براي ما مرموز وسوسه برانگيز است.»

Fisher, Helen   استاد انسان شناسي Rutgers    و نويسنده ي كتاب " Why we love. " چنين مي گويد. اين تعريف از عشق، ما را متوجه واقعيتي در بيولوژي مي كند كه مي تواند با آن در ارتباط باشد. افرادي كه بسيار با هم تفاوت دارند. وقتي كه DNA  آنها با هم تركيب مي شود. فرزنداني كه از آنها بوجود مي آيد داراي مهارت هاي بيشتري خواهند بود.

چقدر ظاهر در عشق مهم است؟ شكل ظاهر براي هر دو جنس مهم است ولي براي مردان كمي بيشتر.

Louann Brizendine استاد روانپزشكي دانشگاه كاليفرنيا و نويسنده كتاب, "The Female Brain."چنين مي گويد: «هنگامي كه فرد جذب شخصي مي شود قسمتي از مغز مردان كه با پردازش اطلاعات بينايي همكاري دارد فعال تر است. »

آيا عشق كور است؟ نه تقريبا. اما هنگامي كه اسير مي شويد آسمان بينايي شما ابري مي شود.

Lucy Brown استاد علم عصب شناسي كالج پزشكي انيشتين كه در بررسي" پاسخ مغز به عشق" تخصص دارد،‌مي گويد: وقتي عاشق هستيد،‌ متوجه اشتباهات طرف خود هستيد اما مغز شما مي گويد،  OK ، چشم پوشي كن!

تحقيقات اخير در دانشگاه لندن نشان داده است،‌زماني كه دو عاشق به يكديگر نگاه مي كنند مغز با سنجش هاي اجتماعي همكاري مي كند و احساسات منفي و قضاوت هاي انتقادي تقريبا به حالت ركود در مي آيند.

فيشر اعتقاد دارد كه اين مكانيزم موجب مي شود كه دو طرف از آغاز به گونه اي به يكديگر وابسته شوند كه نتوانند از هم جدا شوند و اين مساله گاهي موجب اضطراب مي شود بخصوص در هنگام پرورش و تربيت كودك.

آيا عشق اعتياد آور است؟ 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 توسط امیر حسین |


تمام دستاورد‌های خوب زندگی تو از همین سئوال آغاز می‌شود. تو با این پرسش به دنیائی از خودآگاهی قدم می‌گذاری و آن‌گاه که در پی پاسخ بر می‌آئی، درخواهی یافت که در جهان آفرینش، در این مجموعه‌ء بی‌انتها که پر از زیبا‌ترین آفریده‌هائی است که یک دنیائی از شگفتی‌ها در درون دارند، کجا ایستاده‌ای، قبل از آن که بدانی کیستی، در می‌یابی که از کجا آمدی و ارتباط تو با خدای رحمان چگونه است و چه رشته‌ای تو را به او پیوند می‌دهدو در بزم دل انگیز هستی، از دست کدامین شاهد، جام برمی‌‌گیری .

ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


رفتارهای انسان به استثنای برخی بازتاب‌های ساده به «انگیزه» (Motive) بستگی دارد. به عبارت دیگر ، ظهور رفتار انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست، بلکه شدت و فرکانس متغیرهای مداخله‌گر درون ارگانیزمی (درون انسان) در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی سهم بسزایی دارد. فرایندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین می‌کنند و افراد این فرایندها را در ذهن خود به صورت امیال آگاهانه تجربه می‌کند.

ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


کلید زندگی موفق

هر توفیق بزرگی ایجاب می کند که مسئولیت بپذیرید ... در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه آدم های موفق توانایی در قبول مسئولیت است. 
         
            مایکل کوردا، سردبیر سایمون اند شوستر

 

 موفقیت چیست ؟ 
                                            مقاله را بطور  کامل در " ادامه مطلب ببینید "


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


 
ما (من و بعضي ديگر كه چون من حرف مي زنند و رفتار ميكنند) همواره در معرض خطر بد فهميده شدن قرار داريم. عادت ما به استفاده از استعاره و كنايه فراوان در گفتار و بهره گيري از زبان و كلمات غير رايج براي بيان بعضي مفاهيم، باعث شده است كه بارها از سوي كساني كه با ادبيات ما آشنا نيستند، مورد سوء تعبير قرار گيريم.

چه بسيار مواردي كه كلمه اي را به عنوان بيان دوستي و سرآغاز محبت بيشتر به کار می بریم و طرف مقابل، از آنجا كه با واژگان ما آشنا نبوده و سخن گفتن ما هم در چهارچوب عرف نمي گنجيده، از آن برداشت درشتي و بدي كرده است. يا فراوانند مواردي كه براي تذكر رفتار يك دوست يا حتي توهين و تمسخر فردي نه چندان مورد علاقه ، از مفاهيمي استفاده كرده ایم كه به دليل عدم هوشمندي كافي، آنها را درك نكرده و طعنه استفاده شده را بي اثر ساخته است! اين واقعيت، باعث وحشت  از بيان برخي مفاهيم و دوباره و دوباره انتخاب كردن و چيدن كلمات مي گردد.

چه شيرين است سخن گفتن با خدا! وقتي مي دانيم هر چه بگوييم، هر كاري بكنيم، نيازي به نگراني در مورد ظاهر آن نيست. چقدر لذت بخش است وقتي مي بينم چنان با او سخن مي گويم كه اگر با مردم گفته بودم، از كژفهمي آنها به شدت آسيب مي ديدم. شايد دليلش اين باشد كه خدا هر دو شرط فهميدن حرفهايم را با هم دارد، آن هم در كمال خود:
هم فوق العاده باهوش است و هم مرا بينهايت خوب مي شناسد.
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


                                        

 سلام عزیزان خدا : متن زیر برگزیده بخشهایی از سخنرانی جناب آقای دکتر الهی قمشه ای است :

اين بسم الله کليد کوک ماست... بسم الله يعني من نباشم اون باشه .                                          

کلید چهار آرزوي ديرين بشر :

۱-کيميا :  که طلا درست بکنن و ثروتي به چنگ بيارن، هر چه کيمياگران کوشش کردن بلاخره پيدا نشد.

۲- سلامتی : بعد دنبال يه اکسير ديگري بودن که « نوشدارو» بهش مي گفتن که بخورن و همه دردهاشون

معالجه بشه. اروپاييها مي گن « Anaesia » يعني داروي همه دردها. ..که اينم پيدا نشد.


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد
کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت ان را به شما ميفروشد
کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي انها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند
نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد
انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند
ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد
اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد
دولت مرفه : دو گاو داريد. انها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند
بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه انها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير انها را بدوشيد
سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن انها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد
ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما انها را مي دوشد
رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان انها را مي دوشيد
متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد
فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند
ليبراليسم : دو گاو داريد. انها را نميدوشيد چون ازاديشان محدود مي شود
دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که انها را بدوشيد يا نه
سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


چقدر این نوشته‌های سمیالیسم  عالی بود . ببینین، اینها رو به عنوان کسی که الآن خارج (کالیفرنیا) زندگی می‌کنه در باره ی "حس تعلق" به وطن و هر چی مربوط به اون می‌شه نوشته! یه کم بعدتر هم راجع به این که زندگی در کالیفرنیا یعنی چی! نمی‌خوام تائید یا رد کنم. هدف این نیست اما عجب حسی رو منتقل می‌کنه! و چه نکته‌بینی محشری! نقل می‌کنم تا خودتون بچشین تا ببینین. یه تیکه‌هایش رو برای اختصار حذف کردم اما بعد توی وبلاگ بخودش بخونین:

"...این مدت احساس می‌کنم یک چیزهایی به شدت درونم جابه‌جا می‌شوند
از سمت شعارهای لوس و بی‌مزه که آدمهای جوگیر و ننر می‌زنند به سمت حسهای خیلی قوی
"فارسی"، "ایران"، "معنویات"، "وطن"، "تاریخ"، "تعلق"
اینها واقعا کلیشه بودند برای من و خنده‌دار
حتی الآن هم خنده‌ام می‌گیرد که تایپشان کردم اینجا

ولی قصه این است
اینجا که باشی فارسی را دوست خواهی داشت
نه برای اینکه زبان خیلی خوبی است
برای اینکه زبان "تو" است
...
بقیه مطالب را در " ادامه مطالب " ببینید .


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


هیچ فکر کردین این عبارت کوتاه تا چه حد مشکلات ما رو در زندگی روزمره حل کرده و می‌کنه‌!!؟ و می‌دونین در عین حال چه تنوع کارکرد گسترده‌ای هم داره؟!

مثلاً این که وقتی همکاران یا آشنایان یا همکلاسی‌ها از کنار همدیگه رد می‌شن با بیان این عبارت ساده هم چهره‌ی بشاشی به دیگری نمایش می‌دن و هم سکوت سنگین حین برخورد اجباری با فرد آشنای مقابل رو به شکلی معقول و مؤدبانه می‌شکونن! (من مدتها در عجب بودم این فرنگی‌های زبان‌بسته که چیزی به عنوان "خسته نباشید" ندارن این طور مواقع امورات خودشون رو چطور می‌گذرونن!)

مورد دیگه وقتیه که دانشجوها سر کلاس حوصله‌شون از دست استاد و پرگویی‌هاش سر رفته و می‌خوان اتمام ساعت کلاسی رو یادآوری کنن!!! (استاد هم معمولاً به روی خودش نمی‌آره که نیت چه بوده و این بیان زیبا رو حمل بر توجه و دلسوزی زاید الوصف دانشجویان نسبت به وضعیت جسمانی و آرامش خاطر خودش می‌کنه!)

دیگر این که مثلاً هنگامی که مسئولین ارجمند تصمیمات شایان توجهی می‌گیرند و خب نتایج قابل توجهی هم بدنبال داره ملت همگی یکصدا ندا سر می‌دهند که دست‌تان درد نکنه و "خسته نباشید" با این شیوه تصمیم‌گیری و اجرا و...

البته مثال‌ها و مصادیق فراوانند! بگذریم!

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


 

ارغوان رضائی یکی از امید های تنیس بانوان فرانسه است. دختری است با اصالت ایرانی 20 ساله، زیبا و بسیار با استعداد با خانواده ای که تمام وقت و زندگی شان را برای موفقیت وی گذاشته اند.

 (( نکته جالب توجه علاقه بسیار زیاد ارغوان و پدرش به ممکلت آباء و اجدادی شان یعنی ایران می باشد. همانطور که در عکس می بینید ارغوان همیشه پلاکی در گردن آویخته دارد که نقشه ایران و نام عزیز کشورمان بر روی آن نقش بسته است و هر بار که او پیروز می شود علیرغم آنکه با پیراهن و پرچم فرانسه در بازیها شرکت کرده در برابر دوربینها پلاک خود را می بوسد و افتخار می کند که ایرانی تبار است )).


 اما وقتی این فیلم را می بینی و نحوه زندگی وی و خانواده اش را دلت آشوب می شود. همه چیز در تحت فرماندهی پدری است مستبد که تمام فکر و ذکرش شاید موفقیت دخترش باشد اما سخت دیکتاتور است و از دخترش تمام توانش را طلب می کند و از آن بدتر او را در شرایطی نگاه می دارد که واقعا جای سوال دارد.
ارغوان حق پرواز با هواپیما و سکونت در هتل را در زمان مسابقه های خود ندارد چون می بایستی با پدر و مادر خود همراه باشد و به گفته آنها نمی شود سه نفری با هواپیما سفر کنند و به هتل بروند بنابراین همه با هم با یک وانت کهنه تمام اروپا را طی می کنند و ارغوان شب های مسابقه را در وانت در کنار پدر و مادر خود می خوابد ! این زندگی یک دختر قهرمان ایرانی است که حالا هم که از ایران به دور است و امکان قهرمانی برایش موجود است گرفتار پدر و مادری شده که هیچ اهمیتی به آسایش تن و روان وی نمی دهند تا مبادا ارغوان “آمبورژازه” شود و یادش برود که زندگی سخت چیست…
به راستی پدر و مادرش (که به نظر می آید زن کاملا تسلیمی باشد در برابر خواسته های پدر) از خواسته ها و جوانی دختر قهرمانشان چه می دانند که چنین وی را سرسختانه به کار می گیرند؟ فکر می کردم اگر ارغوان بخواهد دمی بیاساید لحظه ای تنها با خودش باشد و در اتاق خودش به سر برد ؛ دوستی داشته باشد و یا با دوستانش جوانی کند و یا با این همه پولی که برنده آن شده است در شرایطی انسانی تر و راحت تر زندگی کند چه باید بکند؟ نمی دانم زندگی شخصی اش چگونه است اما به نظر نمی آید که در امور شخصی خودش هم آزادی نسبی داشته باشد آنهم در فرانسه و آنهم به عنوان یک قهرمان
براستی چگونه می توان تمام زندگی را در یک وانت به سر برد و هر روز در بزرگترین مسابقه های دنیا شرکت کرد و هرگز در هتلی (همانند تمام قهرمانان دیگر) سر راحت را بالش نگذاشت. زمانی که ارغوان را در زمین تنیس می بینید فکر می کنید به چه زندگی باید داشته باشد. اما لطفا این فیلم را ببینید. نمی دانم با این همه پولی که امسال برده است خانواده اش چه می کند؟ شاید برای روز مبادا سرمایه گذاری می کند. اما یک قهرمان، یک هنرمند؛ و یا یک دانشمند هر کسی که قرار است با تمام دنیا وارد رقابت شود لازم است در زندگی اش کمی آرامش داشته باشد به خصوص وقتی با عرق جبین پول در می آورد.
این دختر 20 ساله به نظر می رسد که علی رغم تمام استعدادش هیچ گونه حقی هنوز بر آنچه به دست می آورد ندارد. دلم برای ارغوان این ستاره ایرانی تنیس فرانسه واقعا سوخت. چهره اش خسته از این همه فشار است. اصلا خوشحالی در صورتش نیست مگرهنگام بازی که چهره اش باز می شود. زمانی که به هیچ چیز دیگری جز زدن توپ فکر نمی کند.
چهره ارغوان و استبداد پدرش مرا به یاد بسیاری از داستان های دختران جوان دیگر ایرانی انداخت. مگر واقعا چه فرق می کند؟ در ایران هم بسیاری از پدرها تنها محض علاقه و محض خاطر اینکه فکر می کنند که خدایند به راستی و عقلشان از همه بهتر می رسد دخترشان را تحت فشار های عجیب و غریبی می گذارند برای این که “خوبی دخترشان را می خواهند” یک روز ازدواج اجباری است ، یک روز دانشگاه رفتن و دکتر شدن اجباری و یک روز دیگر قهرمان شدن است اما همه اینها به چه قیمتی… به قیافه این خانواده نجیب دیکتاتور زده نگاه کنید در اوج موفقیت از صورت هیچ یک خوشبختی و خوشحالی ساطع نمی شود. البته احتمالا سایه احساس افتخار را در صورت پدر و مادر می بینید اما در صورت خواهر و برادر چه می بینید؟
ای کاش پدر و مادرها می فهمیدند که نه این دیکتاتوری به حال بچه هایشان نفع دارد و نه آن روی سکه بی تفاوتی و وادادن و لوس بار آوردن بچه ها. ایرانی ها از قرار تنها این دو الگو را می شناسند و شاید همه بدبختی های ما از ورزشی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مولود این تربیت غلط باشد. ای کاش همه ما بزرگ می شدیم. هم بچه ها و هم پدر و مادر ها

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


  متن کارت عروسی بهمان سبک و سیاق دکلمه های آقای شریفی نیا در اجرا های تلویزیونی ایشان می باشد .

این دختر شریفی نیا و شوی محترمشون هرچی زور داشتن زدن تا مراسم عروسیشون کاملا سنتی و حال و هوای قدیم رو داشته باشه از کارت عروسی بگیر تا نحوه برگزاری مراسمشون. این عکس کارت عروسیشون بوده که خودشون رو به شکل قدیم درست کردن.

کارت عروسی دختر شریفی نیا

اینم متن کارت عروسیشون

بسمه تعالی شانه

با عمل به سنت پیامبر اعظم (ص) مجلس جشن و سروز به مناسبت وصلت میمنت اثر عروس خانوم ملیکا خاتون « نقاش باشی و آکتوریس» صبیه آقا محمدرضا خان شریفی نیا و سرکار علیه آزیتا خانوم حاجیان «از مشاهیر تیارت و سینما توقراف» و ماه داماد میرزا امیررضا «مدیر صنایع و طرب» ولد خلف محمودرضا خان طلاچیان از کسبه مومن و محترم بازار تهران و سرکار علیه ایران خانوم سروربخش در منزل شخصی منعقد است.مدعوین محترم از خواتین مکرمه و رجال معظم در یوم الجمعه و دارالظیافه نزول اجلال بفرمایند که در آن انواع اطعمه و اشربه حلال و حلویات یه نحو احسن مهیا میباشد و مراسم به قواعد اسلامی برقرار و مجلس از آلات لهو و لعب از جمله جاز و گیتار و ساکسیفون و ترومپت و دیگر آلات غنا مبرا و منزه بوده و متبرک به صلوات. لکن انواع کف و کل و بشکن و اصوات بلبلی بلااشکال است.

به نظر من کار جالبی بوده امیدوارم در کنار هم روزای خوبی رو داشته باشن و خوشبخت بشن البت اگه لایقش باشن

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط امیر حسین |


            

                                مقصود لزوما مقصد نیست
لذت و شادی را فراموش نکنید ، در نظر بسیاری از اشخاص ، هدف گذاری به این معنی است که وقتی به هدف بزرگی رسیدند ، آنگاه می توانند ، از زندگی خود لذت ببرند .
ما می خواهیم با شادمانی به هدف برسیم ، نه اینکه ابتدا به هدف برسیم و آنگاه شادمانی کنیم .
سعی کنید از هر روز عمر خود به کاملترین صورت ، استفاده نمائید .
شهدی را که در هر یک از لحظات حیات ، موجود است بچشید .
ارزش زندگانی را ، با ملاک پیشرفت های خود اندازه نگیرید ، بلکه بخاطر داشته باشید ، که جهت حرکت شما مهمتر از نیل به هدف های موقت است .

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


.... شما از لحظه اي كه قدم به اين دنيا مي گذاريد قهرمان هستيد ؛‌زيرا صدها ميليارد اسپرم در يك مسابقه شركت كرده اند ؛ و جايزه آنها دسترسي به تخمك بوده است ؛ شما حاصل لقاح  اسپرم برنده با يك تخمك هستيد ؛ بنابراين در اولين مسابقه اي كه شانس برنده شدن در آن يك به ميليارد بوده ؛ برنده شده ايد .

شما پيشا پيش موجودي كامل و تمام عياريد . قرار نيست كه به همه چيز برسيد ؛

شما پيشاپيش همه چيز هستيد .

اين نكته را با كمال دقت و جديت بررسي كنيد ؛ اگر اكنون با آنچه تا بحال اندوخته ايد و با وضعيت كنوني خود از نظر تندرستي ؛ شغلي و روابط با ديگران از زندگي لذت نمي بريد يقين بدانيد كه با تغيير شرايط نيز از زندگيتان لذت نخواهيد برد .

شما بسته به اينكه از پشت چه عينكي به همه چيز  مي نگريد و چه تفكر و تصوري از خود و جايگاهتان در عالم هستي داريد ؛ سهم خود را از توانگري ؛ شادماني ؛ و رضايت خاطر تعيين مي كنيد .

هيچ چيز خارج از وجودتان نمي تواند اين موهبت ها را بشما ارزاني كند

فراواني و كمبود محصول روح آدمي است ؛ آنچه از اين حيث بهره مي بريد ؛ بستگي به ايمان و اعتقاد تان دارد .

از اين رو اگر از نظر عاطفي دلبسته به اشياء و اشخاص بيرون از خود هستيد و مي پنداريد كه براي اينكه خود را كامل و تمام عيار حس كنيد به آنها نيازمنديد ؛ ترديد نكنيد كه پس از از دستيابي به اين چيز ها همچنان خود را نيازمند حس خواهيد كرد و اين جاي خالي هرگز پر نخواهد نشد .

منبع گلچيني از  مجموعه آثار  وين داير  امیر حسین – مهر 1385

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند               گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش

یک سنجاب برای ایمان آوردن صد هزار کافر کافیست .

حکایتی نقل شده از دختر هوشمند اصفهانی که به مغازه جواهر فروش رفت که زیور آلات خرید کند ؛ یک لحظه محو تماشای جواهر آلات زیبا ویترین مغازه شده بود و به فکر فرو رفته بود که چگونه می تواند آن جواهر آلات را تصاحب کند که ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد و اون اینکه او فقط اگر بتواند جواهر فروش را از آن خود کند هم همسر خود را انتخاب نموده و هم جواهر آلات را بدست می آورد .

 

در و گوهر می ریزند بر سر ما ؛ منزل آن جواهر فروش کجاست ؟

صاحبخانه را که گرفتی اون بقیه چیزها روشه ؛ شما دنبال آن جواهر فروش باشید .

راستی خانه آن جواهر فروش کجاست ؟

 

                                                                                                    بخشهائی از سخنرانی استاد دکتر حسین الهی قمشه ای

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


خداوند تضمین ننموده است :  که تا ابد سرحال و سرخوش و بدون بیماری باقی خواهیم ماند .
خداوند تضمین ننموده است :  که عمر بالا و بلندی خواهیم داشت .
خداوند تضمین ننموده است :  که در زندگی با هیچ مشکل و چالشی رودرو نشویم .
خداوند تضمین ننموده است :  که زندگی همیشه بر وفق مرادمان باشد .
خداوند تضمین ننموده است :  که .................................................
اما
   تضمین نموده است : :
                         اگر یک قدم
                                   آنهم فقط یک قدم
                                                بسوی او و در راه او پیش نهیم 
                                                                         او ما را یار و مددکار خواهد بود .
منطق خدا غیر از منطق ارسطوئی است ، طبق منطق ارسطوئی ابتدا می بایست خدا راههای خودش را به ما بنمایاند و سپس از ما بخواهد که در آن مسیر گام نهیم ، در صورتی که خدا اول حرکت را از ما می خواهد و سپس ما را در پیچ و خم مسیر یاری خواهد کرد .
آیه قرآن :
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا
کسانی که در راه ما و مسیر ما حرکت کنند ، ما راههای خودمان را بر آنها می نمایانیم .
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


خلاصه ای از کتاب " روانشناسی تصویر ذهنی "  سایکو سیبرنتیک ( علم کنترل ذهن )  -  اثربسیار ارزشمند و آموزنده و کاربردی آقای دکتر ماکسول مالتز ( Maltz Maxwell )  را به زوردی دروبلاگم خواهم گذاشت (مطالعه آنرا به تمامی دوستان اکیدا توصیه می کنم ) ؛ وی بعنوان یک پزشک جراح پلاستیک در طی جنگ جهانی دوم در یک بیمارستان نظامی ؛ مشغول به فعالیت بود .

وی مشاهده نمود که انجام یک جراحی مختصر چهره و صورت در برخی بیماران شخصیت آنها را بطور چشمگیری تغییر می داد و زندگی آنها را متحول می کرد ؛ در حالی که انجام جراحی پلاستیک در برخی دیگر از بیمارانش هیچ تغییری را در زندگی آنها ایجاد نمی کرد .

 وجود چنین اختلافات و تفاوت های گیج کننده ای در نتایج حاصل از انجام جراحی پلاستیک بر روی بیماران ؛ او را علاقه مند به کنکاش پیرامون دلایل این امر و ریشه یابی آن نمود .

دکتر ماکسول پس از انجام مطالعات و بررسی های مختلف نتیجه گرفت که مسئله اصلی تغییر ظاهر فیزیکی بیماران نیست ؛ بلکه تغییر تصویری است که آنها از خویشتن در ذهن ایجاد نموده اند و بدین سان توانست قوانین تصویر ذهنی را کشف ؛ و اصول آنرا پایه ریزی کند .

دکتر ماکسول مالتز معتقد بود ؛ که اولا همه رفتارها ؛ احساسات ؛ عادات و حتی توانائی های افراد متناسب با خودانگاره و تصویری است که آنها از خویش در ذهن خود ترسیم نموده اند .

ثانیا تصویر ذهنی هر فرد را نیز می توان تغییر داد .

وی بر اساس این قوانین و نتایج ؛ شروع به تحقیقات بیشتر در زمینه روشهای بهتر نمودن تصویر ذهنی انسان نمود و حاصل افکار ؛ مطالعات و بررسی های خود را در کتابهای مشابه کتاب " سیبرنتیک " به نگارش در آورد و به جامعه بشری تقدیم نمود ؛  روحش شاد .

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


     تصویر سازی ذهنی اثر معروف ماکسول مالتز  
مطالعه این کتاب را به تمامی کسانی که " سلامت و آرامش را در همه جا و همه چیز جستجو می کنند جز غیر از خود، توصیه می کنم.
 
 خواندن کتابی را اخیرا شروع کردم که بدون اغراق کل زندگی‌ام را داره عوض می کنه ، کتاب چنان نیرویی داشت که حتی وقتی اولین صفحه‌هایش را می‌خواندم ، در اعماق وجودم گمان کردم تنم از میز و صندلی‌ای که وریش نشسته بودم جدا شده و دور می‌شود. ..."
البته شاید بهتر بود کتاب ساده‌تری را برای شروع کتاب‌خوانی انتخاب می‌کردم.
البته بنده آدم راحت‌طلبی هستم ، اگر دیگران بگذارند. شاعر می‌فرماید:
         دو یار زیرک و از باده کهن دومنی                   فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
         من این مقام به دنیا و آخرت ندهم                  اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی
ولی چه کنم مشکلات زیادی برای رسیدن به این فراغت وجود دارد.این کتاب که بارها ازش یاد کردم مربوط هست به آقای ماکسول مالتز وهر چند نگارنده کتاب جراح پلاستیک هست ولی سررشته بالائی در روانشناسی دارند و تالیفات متعدد و مشهوری در این زمینه دارند همین جمله انشتین در ستایش از ایشون کافیه که " مدتها باید بگذره تا جهان اندیشمندی همچون آقای مالتز دوباره بخودش ببینه "
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط امیر حسین |


7 روش براي کنار آمدن با بدقلق ها
 
براي همه ما پيش آمده که سروکارمان با افراد بدقلق بيفتد. اين افراد اشکال مختلفي دارند. بعضي از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضي بددهن، يک دنده و لجباز، عصباني يا دعوايي هستند. چطور بايد با چنين افرادي که اتفاقاً تعدادشان کم هم نيست کنار بياييم؟ بياييد اين طور به مساله نگاه کنيم که آدم هاي عصباني داد مي زنند که شنيده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. مي خواهند احساس کنند که مهم هستند، فقط نمي دانند راه درست کسب آنچه مي خواهند کدام است. توصيه هاي زير در مواجهه با چنين افرادي به کارتان مي آيد؛



ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386 توسط امیر حسین |


حقيقت آدمها آن نیست که بر شما آشکار می کنند ،بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند،بنابراین اگر می خواهید آنها را بشناسید به آنچه می گویند گوش ندهید ،بلکه به آنچه ناگفته می گذارند گوش بسپارید.(جبران خلیل جبران)
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386 توسط امیر حسین |


یه جمله طلائی امروز خوندم راجب خوشبختی از کتاب تصویر ذهنی ماکسول مالتز البته گوینده این جمله آقای اچ ال هولینگ ورس روانشناس سرشناس آمریکائی است .
           لازمه خوشبختی وجود مسئله به اضافه یک طرز تلقی برای حل مسئله است .

با این طرز تلقی از خوشبختی هست که می بینیم آدم هائی را که اطرافمونند و کم هم نیستند که علی الرغم داشتن مسائل متنوع و جور وا جور باز روحیه تهاجمی کار و ادامه مسیر را دارند و خیلی هم روحیه خوبی دارند . تاریخ هم از این آدمهای یاد کرده مثل توماس ادیسون که آزمایشگاه یک میلیون دلاریش که بیمه هم نبود وقتی در آتش سوخت
کسی از او پرسید حالا چکار می کنی ؟
بلادرنگ با همون روحیه خوبش گفت همین فردا صبح شروع به ساختن مجدد آن می کنم .
عکس این قضیه هم هست و خودم به شخصه نمونه اش را دیدم پسر یکی از آشنایانمان که از خانواده بسیار متنعم و متمکنی هستند و هر چی بخواد براش فراهمه از مسافرتهای تفریحی خارج از کشور تا بهترین آپارتمان تو تهران و شمال و حتی خارج وقتی در بیمارستان لقمان و در بستر بیماری باهاش صحبت می کردم که آخه تو دیگه چه مرگت بود که دست به خودکشی زدی یه حرفی زد که این جمله بالائی رو کاملا برایم معنی دار کرد و اینکه :
مدتها بود میخواستم دست به این کار بزنم زندگی واسم تکراری شده بود با هیچ چالشی مواجهه نبودم که حلش منو هیجان زده کنه هر چی میخواستم در دسترسم قرار می گرفت زندگی حالت تکراری و دم دستی واسم پیدا کرده بود همه چیز تکرار و .... خسته و دلزده شده بودم هیچ مسئله ای نداشتم که ذهنم را بخودش مشغول کنه هیچ مشکلی رو برطرف نمی کردم که اعتماد به نفسم تقویت بشه خلاصه این بود که دست به این کار زدم .

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323