تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer

آيا شاد بودن گناه است ؟ جايگاه لذت و شGo to fullsize imageادي در زندگي ما ايرانيان كجاست!

آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه در طول روز چه اندازه لذت مي بريد ؟ آيا به تنوع شادي هاي زندگي و سطح آن انديشيده ايد ؟ آيا تاكنون به مخاطرات نوشتن از شادي انديشيده ايد ؟ اما من به تمام اين سوالات و صدها سوال ديگر انديشيده ام . شك ندارم كه اگر كسي در فكر شادي باشد ،پيش از هر چيز از مدار فرهنگ بيرون شناخته  مي شود .  بعد هم مبتلا به ابتذال فكري شناخته مي شود. اين برچسب ها كه توهين هاي مسلمي هستند كه سرنوشت محتوم كسي است كه از شادي و لذت بردن احساس كناه عميقي داريم . به ما گفته شده آنگاه كه در عذاب هستي در مورد عنايت خدا هستي .  انگاه گريه مي كني بر سر مي زني و ضجه مي كني الطاف خداوند شامل حالت مي شود.


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386 توسط امیر حسین |


در زندگی نکته بامزهای وجود دارد و آن اینکه اگر چیزهای متوسط را نپذیرید اغلب اوقات بهترینها نصیبتان می شود .
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


خدایا! مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تاپیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری درباره آن قضاوت نکنم.

خدایا! این کلام مقدسی را که به "روسو" الهام کرده‌ای هرگز از یاد من مبر که : من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم!"

خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که؛ عشق از زندگی کردن بهتر است ، و به هر که دوست ‌تر می ‌داری بچشان که دوست داشتن از عشق نیز برتر است!

 من آرزو می‌کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که سلیمان کتانی؛ طبیب مسیحی شناسانده است و علی را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصیف می‌کند و اهل بیت را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشیش رسمی کلیسا ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آنچنان که ردنسن محقق یهودی می‌بیند؛ بفهمد

خدایا! جامعه‌ام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفابخش ، تا به زندگی و واقعیت بازگردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم

خدایا! این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده‌ای بر دل‌های روشنفکران فرود آر که :"اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است." جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست.

خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا! آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه یقین‌هایی را که در من نقش کرده‌اند، بسوزد و آنگاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لب‌های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا! مرا از نکبت دوستی‌ها و دشمنی‌های ارواح حقیر در پناه روح‌های پرشکوه چون علی و دل‌های زیبای همه قرنها از گیلگمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضاة و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.

خدایا! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق‌ها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می‌کند.

خدایا! بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی‌ام بیفزای.

مگذارکه " دینم" در پس "وجهه دینی‌ام" دفن شود و مگذارکه آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آنکه بد می‌دانند کتمان کنم.                                    

                                                         یا حق

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


ذهن احمق مانند مردمک چشم است هر چه بر آن بیشتر نور بتابد تنگ تر می شود .
                                                                                                         اولیور وندل هولمز
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


خرمن نکاشته‌هامون
چشمه نگو آتش فشونه
بشمریم نداشته‌هامون
هزار هزارتا کهکشونه
آرزو دریای شوره
دریای شور زندونه ماهه
ماهیا تشنه ترینن
روی لباشون آهه و آهه
بخت ماهیا سیاهه

 

بشنوید:

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


خدا...

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني

I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up

از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است

I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است

I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned

گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو

I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند

I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me

از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني
من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس ميكنم تا بارور شوي

I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful

از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام

I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no.
I will give you life. So that you may enjoy all things

از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد

I asked God to help me love others, as much as He loves me
God said: Ahah, finally you have the idea

منبع : گوناگون

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


 

افراد موفق کارهای متفاوتی انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند .

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


· آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است
·
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما
·
سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
·
اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد
·
ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند
·
افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند
·
پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر
·
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم
·
كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


و اما راجب علی !!!
  
شب تاریک و بیم موج و گردابی ..... در ادامه مطلب ببینید . 

مقاله ای زیبا در خصوص علی و رنجهایش اثر ماندگار دکتر علی شریعتی


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |



١٨ سال پیش من در شرکت سوئدی ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبی برای من به وجود آورده است. اینجا هر پروژه‌ای حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایی شود، حتی اگر ایده ساده و واضحی باشد. این قانون اینجاست. جهانی شدن باعث شده است که همه ما در جستجوی نتایج فوری و آنی باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زیادی جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلی به آرامی کاری را پیش می‌برند. ولی در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهتری می‌انجامد
به عبارت دیگر:1- سوئد در حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت دارد.2- سوئد حدود 9 میلیون جمعیت دارد. ٣- استكهلم، پایتخـت سوئد كـه بـه پایتخـت اسكاندینـاوی نـیز مشهـور اسـت حـدود 78000 نفر جمعیت دارد. 4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخی از شرکت‌های تولیدی در سوئد هستند

اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکی از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمی سرد و برفی. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دوری نسبت به ورودی ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصی به سر کار می‌آمدند
روز اول، من چیزی نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جای پارک ثابتی داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودی پارک می‌کنی در حالی که جلوتر هم جای پارک هست؟
او در جواب گفت: برای این که ما زود می‌رسیم و وقت برای پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید برای کسانی بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جای پارکی نزدیک‌تر به در ورودی دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمی‌کنی؟
میزان شرمندگی مرا خودتان حدس بزنید
لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


نسل سومی‌ها

nasle 3.jpg

دختر نوجوان: می‌خوام با دوستم برم آرایشگاه!
مادر: چطور؟ برای چه کاری؟!
دختر: می‌خوام موهام رو کوتاه کنم و زیرابروم رو هم بردارم!
مادر: چی؟ جدی؟ بابات می‌دونه می‌خوای زیرابرو بر داری؟
دختر: نه!
مادر : یعنی نمی‌خوای بهش بگی بعد این کار رو بکنی؟
دختر: نه! به اون چه مربوطه!؟
مادر: آهان! پس مربوط نیست؟!
دختر: نه! من دیگه ... سالمه ! بچه که نیستم!
مادر: خب !پس یادت باشه به آرایشگر بگی که زیاد نازک نکنه ابروهاتو! بهش بگو مامانم گفته که نباید زیاد نازکش کنه!
دختر: وا! چرا بگم مامانم گفته! خب خودم می‌گم بهش...!
مادر: آهان...!

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323