تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer

به آنکه اعتراض می‌کند که چرا دانشجویان دست می‌زنند و صلوات نمی‌فرستند می‌گویم: صلوات نفرستادن جوانان گناه توست. چرا که خود می‌دانی صلوات را به چه صورتی درآورده‌ای و برایش چه مصرف‌هایی درست کردی.
یکی اینکه تا شخصیت گنده‌ای وارد مجلس شده صلوات فرستادی. مصرف دیگرش حرکت تابوت و جنازه است در میان زندگان، مصارف دیگرش هو کردن یک سخنران، پایین کشیدن یک منبری و مسخره کردن کسی. این‌هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته‌ای.
تو هرگز به دست بوسیدن اعتراض نکردی حالا به دست زدن اعتراض می‌کنی!؟



م‌آثار 16، ص194

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


در جامعه ما، زن به سرعت عوض می شود ؛ جبر زمان و دست دستگاه -هر دو- او را از "آنچه هست" دور می سازند و همه خصوصیات و ارزشهای قدیمش را از او میگیرند تا از او موجودی بسازند که "میخواهند"؛ و "می سازند" و می بینیم که "ساخته اند"!!
این است که حادترین سوالی که برای "زن آگاه" در این عصر مطرح است، این است که:"چگونه باید بود؟"
زیرا، می داند که بدان گونه که "هست"، نمی ماند و نمیتواند بماند و نمی گذارندش که بماند؛و از سویی ،ماسک نویی را که می خواهند بر چهره قدیمش بزنند،نمی خواهد بپذیرد، می خواهد خود تصمیم بگیرد،"خویشتن جدیدش" را خودآگاهانه و مستقل و اصیل ،آرایش کند، ترسیم نماید؛اما نمیداند "چگونه؟"؛
نمیداند این چهره انسانیش -که نه آن "قیافه موروثی" است، و نه این"ماسک بزک کرده تحمیلی و تقلیدی"- چه طرحی دارد؟ شبیه کدام چهره است؟
مردم ما همواره از فاطمه دم میزنند ،هر سال دهه ها برایش میگیرند، صدها هزار دوره و مجلس و منبر روضه و جشن و عزا به خاطرش برپا میکنند ...... و با این همه چهره روشن او شناخته نیست و تنها چیزی که مردم ما از این شخصیت مقدس و بزرگ میدانند، این چند قلم تکرار مکررات نسل اندر نسل و قرن اندر قرن است که شب و روز ، و در تمامی سال و سراسر عمر ، بازگو میشود.
و اما درباره آنچه که باید از فاطمه آموخت، هیچ، و در نقشی که شخصیت  او در زندگی و سرنوشت پیروانش دارد ، تنها و تنها ، شفاعت و آن هم در قیامت است.
این است تمام اطلاعاتی که درباره این شخصیت بزرگ، در اذهان مردم ، وجود دارد. مردمی که به عظمت او و جلالت قدر او، با جان و دل، معترفند.
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


ملا نصرالدين هميشه اشتباه مي‌كرد
 
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌کرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سکه به او نشان مي‌دادند که يکي شان طلا بود و يکي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سکه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد. تا اينکه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينکه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.
«اگر کاري که مي کني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالي ندارد که تو را احمق بدانند.»

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

 

 

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


وقتی تصمیم به ازدواج گرفتیم، با هم قرار گذاشتیم خودمان را در انتظارات و توقعات ازدواج گرفتار نکنیم. دو تا دوست باشیم که می خواهند با هم همخانه شوند.
هنوز نرفته ایم زیر یک سقف و نمی دانم چقدر می شود که به قرارمان پایبند بمانیم. بعضی ها اما از همین حالا ما را یکجور دیگر می بینند.
چند وقت پیش یکی ازدوستان مشترک برای اینکه به من زنگ بزند و تبریک بگوید اول از شهاب اجازه گرفت. شوخی هم که باشد خیلی شوخی بدی است.
امروز هم یک دوست دیگر گفت نمی شود که ببینمت چون تو حالا به شهاب تعلق داری.
هر دو دوست هم مذکر بودند.
بیشتر از اینکه این شوخی /جدی ها اذیتم کند، این قراردادهای نانوشته ای که تا همه جا کشیده شده اند است که آزارم می دهد. این یکی فقط برای زن ها نیست. مردها هم حتما در این دام ها می افتند. نمونه اش هم تا بخواهید دور و برمان زیاد است.
هر چند زن ها این بار نیز سهم بیشتری می برند، هر چه باشد ناموس مردند و اگر آن مرد شوهر باشد می شوند سوپر ناموس حتما.
هیچ وقت به چیزهای زشت و احمقانه عادت نمی کنم. خوب نیست اصل این عادت نکردن. گاهی اوقات لازم است آدم گوشهایش رادروازه کند و سوت زنان راهش را برود.
چند وقت پیش داشتم برای همسرم از حقوق فراوانی که در قوانین مدنی ما به عنوان شوهر دارد می گفتم، اینقدر زیاد بود که خودم هم ترسیدم. وقتی این قوانین نانوشته را هم به آن اضافه کنیم دیوارهای این زندگی چقدر تنگ می شود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


ممنونم خدا

خدایا ازت ممنونم 

بخاطر همه چیزایی که بهمون دادی و همه چیزایی که ندادی . بخاطر زندگیم ممنونم . بخاطر مشکلاتی که سر راهم میزاری و بعد یه راه حل کوچولو نشونم میدی و با تواضع کامل میذاری که من از حلش به خودم ببالم و مغرور بشم ممنونم . از اینکه گرفتاریهام در حد توانمه ممنونم . از اینکه شادی و سختی رو قر و قاطی نثارم میکنی تا توازنی تو زندگیم باشه ممنونم . از اینکه عشق رو در دل من بوجود آوردی که شیرینیای زندگی رو صدبرابر ببینم و سختیاشو با یه بوسه و یا یه نوازش فراموش کنم ممنونم . از اینکه خیلی چیزا رو نصیبم کردی ممنونم . از اینکه خیلی چیزارو از من دریغ کردی هم باز ممنونم . از اینکه تو هر چیزی یه حکمتی هست ، هرچند که من از خیلیاش سر درنمیارم ممنونم . از این زندگی پیچ در پیچ و مرموز ممنونم . اصلا از همین نفس کشیدنم که جزو پیچیده ترین و درعین حال ساده ترین کارهاست ممنونم . از اینکه خیلی چیزها هست که هنوز من نمیدونم و خیلی جاهای ندیده که در تب دیدنشون میسوزم ممنونم .  از این که نمیدونم راز هستی من چیه ممنونم . اینها بهم اشتیاق ادامه زندگی رو میده . به امید اینکه شاید روزی ازش سر دربیارم .

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


یه جا می خوندم که برای آموزش زبان انگلیسی خوبه از روش کودکانه آن بهره بگیرم .
و چه خوبه ما تو زندگیمون تو خیلی چیزا اونا رو الگو خود قرار دهیم .

  You are like a new baby
Babies learn their language slowly.
First they learn to listen.
Then they learn to talk.
Finally, they can read and write.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


... گفت چیه ؟  چرا امروز ناراحتی ؟
 نکنه از اتفاقی که دیروز واست افتاد ناراحتی ؟ یعنی بابت اون شکست اینقدر ناراحت شدی  ؟

گفت نه نه !!! اصلا !!! آدم لازم گاه به گاهی تو زندگی زمین بخوره قبل از اونی که زمین اون بخوره !!!

-------------------------------------------------------

تجربه رویدادهایی نیست که با آن مواجهه می شویم ، تجربه برخورد هایست که با رویدادها می کنیم .
در زندگی چقدر در مقابل اتفاقات جور واجوری که برایتان می افتد واکنش مناسب و حساب شده نشان می دهید ؟

یا نه  ... اصلا نظاره گر اتفاقاتید ؟

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


وقتي تو تغيير كني تو تنها نيستي! (نقل از وبلاگ ان ال پی)

آيا تا به حال اين حالت برايتان پيش آمده كه تصور كنيد در هنگام رانندگي انگار همه مي خواهند به ماشين شما بكوبند؟ خوب فكر كنيد. آيا اين تجربه به روزهايي كه با عصبانيت خانه را ترك كرده ايد مربوط نمي شود؟ وقتي با عصبانيت به خيابان مي زنيد احساس مي كنيد كه همه راننده ها نقشه قتل شما را كشيده اند!آيا در همان روزهايي كه با احساس خشم ، محل كار خود را ترك كرده ايد در كوچه و خيابان با ديگران درگير نشده ايد؟ عكس اين مطلب هم درست است. به ياد بياوريد كه در مراسم عاشقي، دنيا چگونه زيبا مي شود. جهان يك آينه است. آنچه در دنياي دروني خود احساس مي كنيد در جهان بيرون به عين مي بينيد و دقيقا به همين علت است كه هيچكس نمي تواند با دستكاري جهان بيروني ، به زندگي خود سامان ببخشد. اگر رفتار مردم در كوچه و خيابان دوستانه نيست عوض كردن كوچه و خيابان دردي از شما دوا نخواهد كرد ! اگر در محيط كارتان ، هيچكس احترامي برايتان قائل نيست، عوض كردن شغل چاره ساز نخواهد بود.

انسان در شرايط و موقعيتهاي مختلف قرار مي گيرد تا از هر يك از آنها درسي بگيرد و تجربه اي بيندوزد.دعا و التماس به درگاه خداوند براي تغيير دادن شرايط بيروني ، كوچكترين معنا و مفهومي ندارد.                          


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


شما همیشه در زندگی تان با صحبت کردن و فکر کردن درباره وقایع آینده مانند یک آهن ربا عمل می کنید .
هنگامی که با اطمینان انتظار وقایع خوبی را داشته باشید ، معمولا برایتان اتفاق می افتد و عکس این موضوع نیز صحیح است .
انتظارات شما قدرت تاثیر عمیقی ، هم مثبت و هم منفی بر روی مردم و وقایع دارد .
                                             ((  بنابراین مواظب باشید  ))
از این پس به بهترین چیز ها فکر کنید ، فرض کنید همکاران و اطرافیانتان بهترین نیت ها را دارند .
روابط شخصی و کاریتان را بر مبنای انتظارات مثبت قرار دهید .
                                   (( با انتظارات مثبت زندگی را در آغوش بکشید ))
یک ضرب المثل ذن می گوید :
                   وقتی دانش آموز آماده باشد ، معلم و آموزگار از در وارد می شوند .

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


سلامت نیوز-محققان انگليسي اعلام كردند: فكر كردن بيش از اندازه و شديد درباره يك موضوع به اتخاذ تصميمات غلط و نادرست در مورد آن موضوع منجر مي‌شود.
به گزارش ايسنا، محققان كالج دانشگاه لندن دراين زمينه اظهار كردند: تصميمات ناخودآگاه و سريع، معمولا دقيق‌تر و صحيح‌تر از تصميمات اتخاذ شده بعد از فكر كردن هستند. اين نتيجه‌گيري براساس آزمايشي با حضور 10 داوطلب كه يك صفحه رايانه‌يي را با 650 نشانه يكسان بر روي آن مطالعه كردند، بدست آمده است.در اين آزمايش يكي از نشانه‌هاي روي صفحه چرخانده شد. وقتي از داوطلبان سوال شد كه نشانه چرخيده شده در كدام طرف از صفحه است، افرادي كه صفحه را تنها در يك نگاه و براي يك ثانيه ديده بودند در 95 درصد موارد جواب صحيح را داده بودند در حالي كه افرادي كه بيش از يك ثانيه به تصاوير نگاه كرده بودند، 70 درصد جواب درست داده بودند. به گزارش ايسنا، محققان در اين رابطه مي‌گويند كه ذهن ناخودآگاه شما براي مسائل خاص بهتر و كارآمدتر است.
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386 توسط امیر حسین |



آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
پروفسور محمود حسابي
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


لينك دانلود ويديوي مادر به زبان انگليسي و فارسي با صداي سامي يوسف

دانلود ويديو       لينك مستقيم

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323