هیچ خزانی ماندگار نیست...هر چند دور و برت پر از برگ های زرد شده باشد...
یکی از عادتهای خوب من در زندگی تهیه و تدارک یک دفترچه کوچک کاریست که ماهانه اونو تهیه می کنم و کارها و اولویت بندی های انجام کارها را و ... را در آن می نویسم و خود این موضوع باعث افزایش راندمان کاریم شده ، ایده آنرا از کتاب معروف " بنویس تا اتفاق بیفتد Write it Down, Make it down " نوشته خانم هنریت کلاوسر ، گرفتم ، ایده بسیار جالب و مفیدیه ، یکی از مواردی که در این دفتر چه پیش بینی کردم ، اختصاص بخشی جهت درجخاطرات سخت و حتی تلخ گذشته است ، اون اتفاقات بسیار بدی که فکر میکردم با وقوع آن اوضاع بکلی خراب بشه و سایر افکار منفی جور وا جور که متعاقبا بذهنم خطور میکرد و ...، آره از این دست اتفاقات ، و اونا را بر حسب تاریخ وقوع در آن می نوشتم ، بعد که با گذشت زمان ، متوجه میشدم که اونطور نبود که فکر میکردم ، و نتیجه گیری می کردم که ما معمولا وقایع را خیلی سخت میگیریم در صورتی که اتفاقات بد فقط برای درس آموزی و کسب تجربه است و اینکه ببینی چرا روی دادند و کاری بکنیم که مشابه اون اتفاقات در آینده یا رخ ندهد و یا خیلی احتمال وقوعش کم شود.
نکته :
تجربه رویدادهایی نیست که با آن مواجهه می شویم ، تجربه برخورد هایست که با رویدادها می کنیم .
ضرورت ندارد که وانمود کنید که ماجراهای غم انگیز را دوست دارید ، تنها متعهد شوید که برای ارتقاء به مقام و موقعیت برتر در زندگی از غم به عنوان نیروی محرکه سود ببرید درس دیگری که از این موضوع میگرفتم این بود که وقایع با همه تلخی که داشته باشند ، باز گذرا و رفتنی هستند و شاید پیامد های رفتار های ما باشند ولی مهم اون درسه ، اون درسی که توی این وقایع به ظاهر تلخ ، برای آموختن ، قرار داده شده است . شاید همیشه یک پایان تلخ ، بهتر از یک تلخ بی پایان باشه .
غم واکنشی در قبال تجربه های دردناک زندگی است. اما غم بلای اجتناب ناپذیری نیست که برای تجدید تعادل و توازن زندگی ناگزیر به تحمل آن باشیم بلکه غم موهبتی است که جامه مجهول و مبدل به تن کرده است ، یعنی اندوه ابداً تلخ و گزنده نیست بلکه فرصتی است برای نوشیدن شربت شیرینی که در لحظه های تاریک زندگی در دسترس ما قرار میگیرد شکست های زندگی ، روح ما را صیقل میدهد و استعدادهای پنهانمان را بر ملا میکند و باعث میشود که به سطوح بالاتر زندگی ارتقاء پیدا کنیم .در اوج غم کمی درنگ کنید و با کمال متانت از خودتان بپرسید: آیا اکنون مجبور هستم که بخاطر این وضعیت ناهنجار که یقین دارم عاقبت آن را یک نعمت خواهم یافت ، در درون و بیرون رنج و عذاب بکشم؟ مهم نیست که برای جواب به این سؤال چقدر مهارت دارید بلکه گوش کردن به جوابی که از عمق وجودتان برمی خیزد و و پیروی از آن اهمیت اساسی دارد . وین دایر

تصویر ذهنی شما از خودتان تاثیر نیرومندی بر رفتارتان دارد ، خود را در جایگاه فردی که در آینده می خواهید باشید تجسم کنید .
