تبليغاتX
بامداد
بامداد
هر لحظه شروعی تازه است ، برای خلق یک زندگی متفاوت و زیباتر از گذشته .
Home Email Archive Designer


ویکتور فرانکل کسی که از اردوگاه آلمانیها  نجات یافت جمله معروفی دارد  :

میلیونها نفر در این اردوگاه جان باختند ،  اما در میان آنها که ماندند ،

  ویکتور رشته مشترکی مشترکی یافت که برای بقایشان ضروری بود ،

 و آن عبارت بود از اینکه :

 

 تمام کسانی که زنده ماندند کار مهمی داشتند که باید در آینده انجام می دادند. کاری که فقط خودشان از عهد انجامش بر می آمدنند .

قدرت چشم‌انداز از زبان ژول باركر
ستاره‌ات را پرت كن توي اقيانوس!


ژول آرتور باركر، نويسنده و آينده‌پژوه مشهور، مدير انديشكده اينفينيتي[1] ـ يك كانون تفكر شناخته‌شده در سطح بين‌المللي ـ است. از سال 1974 تا كنون، ژول باركر، در نشريات مختلفي قلم زده و براي بيش از يك ميليون نفر در سرتاسر دنيا سخن‌راني كرده است.
او نخستين كسي است كه مفهوم تغيير پارادايم‌ها را به دنياي كسب‌وكار معرفي كرد. او كشف كرد كه مفهوم پارادايم كه تا آن زمان تنها در مباحث علمي به كار برده مي‌شد، مي‌تواند دگرگوني‌هاي انقلابي در تمام جنبه‌هاي زندگي بشر را توضيح دهد. ژول باركر، تا كنون با شركت‌هاي مختلفي در كشورهاي مختلف ـ سنگاپور، ونزوئلا، كانادا، مكزيك، و پرو ـ كار كرده است كه بعضي از آن‌ها برايش جنبه‌ي تجاري هم نداشته‌اند. او دوره‌ي كارشناسي‌اش را در دانشگاه مينوستا[2] گذرانده و تحصيلات تكميلي‌اش را در همان دانشگاه ادامه داده. است يك دكتراي افتخاري در رهبري چشم‌انداز از دانشگاه سنت‌مري[3] دارد و يك جايزه هم انجمن بين‌المللي آموزش به خاطر كارهايش در زمينه‌ي خلاقيت‌ آموزشي گرفته است. فيلم‌هاي آموزشي او، طرف‌داران زيادي دارند. متن زير، متن يكي از فيلم‌هاي آموزشي او با عنوان قدرت چشم‌انداز است .

دو جمله معروف از آقای  Joel Barker
"You can and should shape your own future; because if you don't someone else surely will."

شما میتوانید و باید آینده خود را شکل دهید. زیرا در غیر این صورت، مطمئناً شخص دیگری این کار را خواهد کرد.

"No one will thank you for taking care of the present if you have neglected the future."

هیچ کس از شما به خاطر توجه به امروز تشکر نخواهد کرد اگر که از آینده غافل شده باشید.


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط امیر حسین |


 
«دوستان شاید بتوان به جرات گفت که یکی از لذت بخش ترین لحظات زندگی روی این کره خاکی ، دیدن لبخند بر سیمای کودکانه فرزندانمان می باشد ، باید قدر این لحظات را دانست ، و اجازه ندهیم  سرگرم شدن به امور روزمره و کار ، ما و آنها را را از این لذائذ دنیوی ناب غافل و محروم سازد ،  پس بیاید زماني که شايسته عزیزانمان است به آنها اختصاص دهیم  و بدانیم که هرگز نمی توان اين امور را به وقت ديگري واگذار نمود».
بیاید تصمیم بگیریم برای خودمون وآنها بیشتر وقت بگذاریم و لذت بدون جایگزین بازی با بچه هایمان را پیش از آنکه مثل ما بزرگ شوند را تجربه کنیم .
بهوش باشید و باشیم که نگذاریم پرداختن به  امور روزمره زندگی و مشغولیات و بعبارتی رتق و فتق امور ، ناب ترین لحظه های تجدید ناپذیر زندگیمان را از ما بستاند .
 
لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط امیر حسین |


این قاعده کاملا در زندگی ما انسانها صدق می کند ، و گویای بسیاری از تحلیل های است که در خصوص عملکرد فردی و سازمانی ارائه می شود ، طبق این قانون ۸۰ درصد از محدودیت ها ، یعنی عواملی که ما را از رسیدن بهدفمان باز می دارند درونی هستند که می بایست آنها را در خودمان ، در درون قابلیت ها ، نظم ، انضباط ها ، عادات ، توانائی ها یا کیفیتهای فردی خودتان جای دارند و تنها ۲۰ درصد از عوامل محدود کننده در بیرون از شما هستند و اغلب مربوط می شوند به محیط و اجتماعی که در آن زندگی می کنیم .

این ایده ، چقد شور انگیز و هیجان انگیز است که بدانیم می توانیم با کنترل اندیشه های خود ، زندگیمان را کنترل کرده و زمام امور را در دست بگیریم لااقل در ۸۰ درصد از امور زندگی .

این جمله ویکتور هوگو را هیچ گاه از یاد نبریم که آنهایی که نمی توانند خود را اداره کنند ، ناگزیر از اطاعت دیگرانند .

قانون مسولیت رابینز عزیز که یادتان هست : هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آنست که خودتان اینگونه خواسته ائید ، مسولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه را که بدست آورده ائید ، و آنچه را که خواهید شد بر عهده شماست آری خود خود شماست ، پس خواهشا از این پس اوضاع و شرایط پیرامونی و خانوادگی را که کسی منکر تاثیرشان بر روند و سیر موفقیت های فردی یک شخص منکر نیست به همان نسبت دخیلند همان ۲۰ درصد .

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط امیر حسین |


بهترین و موثر ترین راه و روش سازماندهی انجام  کارها یا همان اولویت بندی چیست ؟ شما کار ها ر ابر چه مبنا و اساسی اولویت بندی می کنید ؟ آیا بر اساس صرفا فوریت آنها ؟ یا معمولا کار های ساده و روتین را در ابتدا انجام می دهید ؟

شما هرگز وقت کافی برای انجام تمام آنچه که می بایست انجام دهید را ندارید ، شما به واقع در انبوه کارها و مسولیت های فردی ، طرح ها ، توده مجلات و کتابهایی که می بایست بخوانید گیر افتاده ائید ، اما واقعیت آنست که هرگز نمی توانید به تمام آنها برسید ، شما هرگز آنقدر پیش نخواهید رفت که بتوانید تمام آنچه را که در آروزی انجامشان هستیدرا به سرانجام برسانید ، شما فقط در صورتی می توانید کنترل زمان و زندگی خود را در دست بگیرید که روش فکر کردن ، کار کردن و کنار آمدن با رودخانه بی پایان مسولیت هایی را که هر روز بر س رتان جاریست تغییر دهید ، پس اولویت گذاری انجام کارها و وظائف پیش رو ، یک ضرورت اجتناب ناپذیر در مسیر رشد و تعالی و پیشبرد هر چه بهتر و موثر تر امور است . طبق تحقیقات انجام شده در این خصوص ، بهترین شیوه و متد اولویت بندی انجام امور و وظائف ، تعیین بر اساس پیامده های انجام و یا عدم انجام آنهاست . برایان با اندکی دخل و تصرف

طبق نظر بزرگانی نظیر برایان ترییسی و استفان کاوی و ...   بهترین روش اولویت بندی کارها ، تفکر مستمر در باب پیامدها بالقوه انتخابها ، تصمیمات ، و رفتار های شماست ، که این یکی از بهترین روش ها برای تعیین اولویت های حقیقی در کار و زندگی شخصی تان می باشد .

می گویند یکی از بدترین راهای استفاده از زمان ، انجام کاری که اساسا انجام  آن ضرورتی ندارد ، به بهترین نحو ممکن است ، استفان کاوی می گوید :
قبل از آنکه شروع کنید به بالا رفتن از پله های موفقیت ، اطمینان حاصل کنید که آن نردبان به ساختمانی که باید ، تکیه داشته باشد ، آری پس از آنست که بقول معروف باید شیرجه زد تو کار .

 گوته :
کارهایی که از اهمیت بیشتری برخوردارند ، نباید فدای کارهایی شوند که از اهمیت کمتری برخوردارند .

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط امیر حسین |


روزمرگی
روزمره گی یا مرگ روزها

تاریکم وشب از دل من میجوشد           تکرار به تکرار خودش میکوشد

تکراری ام آنقدر که حالا دیگر             پیراهنم از حفظ مرا میپوشد

روزمرگی/ یا به عبارت بهتر : هر روز/ مرگی/ یعنی ته نشین شدن ، میل به رسوب داشتن ، یعنی اضمحلال زودرس ، یعنی به قهقرا رفتن ، یعنی سقوط از نوع آزادش  ، یعنی واپس گرایی ، روزمرگی یعنی خو پیدا کردن به وضع موجود ، دل خوش بودن و دل سپردن به حفظ وضع موجود ، متقاعد شدن به ادامه وضع موجود ، ، یعنی رودرو شدن با کل نظام هستی ، بهار – تابستان – پائیز – زمستان – اینا یعنی تغییر ، تحول ، حرکت ، بقول دکتر شریعتی در شدنست که می توان بود.

روزمرگی یعنی در جا زدن ، یعنی ایستا بودن ، یعنی لخته شدن ، که نه حتی بدتر ، ،  نازل شدن ، انسان بقول همان بزرگوار یک مهاجر ابدیست ، اگر ایستاد دیگر نیس ، ... ، و تمام  خوش بختی ها  در ماندن ، هولناک ، و مرگ آمیز ، در رفتن است که می توان لااقل ماند .

روزمره گی یعنی زل زدن به تاریکی ، خیره  شدن به سایه ، یعنی عدم اعتقاد به بهبود مستمر ، یعنی دل سپردن به عادات قدیمی  ، یعنی منجمد شدن ، بعنی خوش خیالی ، یعنی عنقریب ، بیرون افتادن  از میدون رقابت یعنی هدف کیلویی چند؟ یعنی موقع دویدن فقط به پاها و کفشات نگاه کنی و نبینی که داری میری تو دیوار.

 جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است ، در چنین شرایطی ، هیچ چیز ، خطر ناک تر از ، دل بستن ، به کامیابی های دیروز نیست . آلوین تافلر

 به آرامی آغاز به مردن می کنی ، .... اگر برده عادات خود شوی، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...اگر روزمرگی را تغییر ندهی ،  اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، ... ، اگر از شور و حرارت،از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند،  (شعرى از پابلو نرودا )

 چگونه از دست آن در امان بمانیم ؟؟؟؟

آنکه به تولدی دوباره اشتغال ندارد ، مشغول مردن است (باب دیلن).

هیچ کس ،  نقش مهم و ارزنده عادت در تسریع موفقیت ما انسانها را نمی تونه منکر باشه و یا  آنرا نادیده بگیرد  ، چرا که  میگند 95 درصد از کل موفقیت ما در زندگی و کار ، از طریق انواع عاداتی که از طی زمان در خود رشد  و پرورش می دیم ، تعیین می شود ، عادات باعث می شند ما کار های روتین و تکراری را بسرعت و بدون تاخیر انجام دهیم ، ولی این عادت مثله خیلی چیزای دیگه در زندگی ،  شمشیری دو لبه است و باید خیلی  مواظب  شکل گرفتن عادات منفی در وجودمان  باشیم .
 در ابتدا باید کل رفتار هایی  که الان بهشون عادت دیرینه داریم را مجددا ارزیابی کنیم ، بعبارتی بقول فرنگیا ریوایزشون کنیم  .
باید با عادات روزانه خود وارد چالش شوید و هر روز از خود بپرسید : امروز چه کار متفاوتی می توانم انجام دهم ؟؟؟؟؟
سعی کنیم برای تک تک کارهای روزمره مان از خودمان دلیل بخواهیم. هدفمند و هدفمدار زندگی کنیم. تنها در این صورت است که میتوانیم با برنامه باشیم و روزمره نشویم. سعی کنیم به چیزهای اطرافمان زیباتر نگاه کنیم و نگاه های جستجو گرانه داشته باشیم و سطحی گری را کنار بزاریم ، تاملاتمان در خصوص وقایع بیشتر و عمیق تر باشه ،  بیشتر فکر کنیم ، بیشتر بقول استادمون مغزمونو از حالت آف خارج و بر روی اون قرار بدیم و از کشف کردن موضوعات  جدید ، از میان رویداد های بظاهر ساده  لذت ببریم.

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط امیر حسین |


Home | Archive | Email

< http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323http://www.ask500people.com/questions/how-are-you-the-people-in-your-countryinfluenced-by-the-news-about-iran--21323