می خواستم جمله ی معنا داری با کلمه ی "سایه " بسازم مثلاً بنویسم :
"کاش روزی بتوانم از سایه ام تند تر بدوم "!

بعد دیدم مرتب عباراتی یا اصطلاحاتی که در آن کلمه ی سایه به کار رفته به ذهنم می رسد و مرا از ساختن جمله یا عبارت جدید بی نیاز می کند.
چقدر متنوع اند و فراوان. برخی از مثال هایی که یادم آمد اینها بود: سایه اش را با تیر می زتند
زیر سایه ی او!
سایه ی شوم!
سایه به سایه دنبالش هستند
از سایه ی خودشم طرف فرار می کند
"دولت سایه" یا به قول فرنگی ها shadow cabinet
سایه- بان!
این تصویر از لوبومیر بوکوف Lubomir Bukov هم سایه های حقیقت یابی را نمایان می کند :)
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388
توسط
امیر حسین
|

