عبید زاکانی
قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید
قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی
عبید زاکانی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:16 توسط امیر حسین
|